chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
تابهحال درباره شجرهی خانوادگی خود با فرزندتان صحبت کردهاید؟ 🌳درخت خانوادگی یا شجرهی خانوادگی، به ما کمک میکند تا بدانیم چه پیشینهای داشتهایم. هر چقدر بتوانیم این درخت خانوادگی را تا نسلهای خیلی گذشتهی خود ادامه دهیم بهتر میتوانیم بگوییم دقیقا اصالت ما چیست. منظور از اصالت فقط گفتن نام اجداد نیست، اصالت یعنی اجداد ما متعلق به کدام شهر بودند، چه القابی داشتند، مردم آنها را با چه ویژگیهایی میشناختند، در چه کارهایی مهارت داشتند، چه روحیهها و خلقوخویی داشتند؟ آیا ما شبیه آنها شدهایم؟ میدانستید که خیلی از روحیهها، علاقهها و گرایشها از اجداد ما به ما ارث میرسد؟ پس باید درباره اجداد گذشته خود از قدیمیها بپرسیم. این به ما کمک میکند علاوهبر اینکه خودمان و خانوادهمان را بشناسیم، نقش مهمی در جمعآوری بخشی از تاریخ، البته تاریخی که بیشتر روی شناخت انسان ها و روحیاتشان متمرکز است داشته باشیم؛ یعنی علم جامعهشناسی! آیا میتوانید درخت خانوادگی را تا جد سوم یا چهارم پدری ادامه دهید و دربارهی او و زمان او بپرسید؟ مربی: زهرا مرزانی @zahra_marzani #چمرانی_ها #پروژه_سوم_دبستان #ادبستان_دخترانه #اصالت #هویت #درخت_خانوادگی
31 اردیبهشت 1399 13:29:57
0 بازدید
chamran_kids
🌟 بازی و قصه همیشه لذت بخش ترین کار دنیا برای بچه هاست. پس می تونیم خیلی مسائل رو با بازی و قصه برای بچه ها لذت بخش کنیم. بچه های ادبستان یک ساعت در هفته، تدبر در قرآن دارند. باهم قرآن می خونند. عمو برای بچه ها یک قصه می گوید و بعد باهم بازی می کنند... مثل قصه ی اجازه ی گرفتن و بازی اجازه گرفتن... ... یک سری موجودات از تاریکی استفاده کردند و خورشید را دزدیدند. اما آدم ها تصمیم گرفتند مبارزه کنند و زمین را روشن کنند. اما دوباره همه جا تاریک شد. این بار یک اتفاقی افتاد. یک آدم خیلی خوبی گفت: ما می تونیم برای جبران کارهای اشتباه مان، یک جمله ی سحر آمیز بگیم: ببخشید. شما هاهم اگه این جمله رو بگین این دشمنا یواش یواش ضعیف میشن. همه خوشحال شدند. جوری شده بود که وقتی بچه ها باهم دعوا می کردن، سریع میگفتند ببخشید و همه چیز حل می شد. گذشت و گذشت تا اینکه اون موجودات متوجه این جمله ی سحر آمیز شدند. هی بچه ها باهم دعواشون می شد دیگه کسی ببخشید نمی گفت. موجودات تاریکی خیلی خوشحال بودن، که نقششون گرفته. و ... #قرآن #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #قرآن_برای_کودکان #هفت_سال_دوم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران
25 دی 1397 10:13:43
0 بازدید
chamran_kids
🏴 ⚠️ وقتی می خوایم همراه بچه ها به هیئت بریم اولین چیزی که باید برداریم ابزار بازیه. #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر 💡چرا؟ چون بچه ها موقع سخنرانی حوصله شون سر میره و درکی هم از مداحی و روضه ندارند. پس بهتره براشون برنامه داشته باشیم. ❌ یکی از ابزار هایی که می تونیم همراه خودمون ببریم، *چسب کاغذی* هست. هم سبکه، هم جا نمیگیره هم میشه باهاش کلی بازی کرد. مثلا؛ روی زمین یه بازی بکشیم؛ مثل دوز. باهاش کاردستی درست کنیم. جاده درست کنیم و ماشین بازی کنیم. باهاش نقاشی بکشیم. ✅ وقتی برای بچه ها برنامه ی بازی داشته باشیم، به بچه ها خوش میگذره و روزهای بعد با اشتیاق بیشتری میان. #سرباز_حسینم #هیئت #محرم #کودک #چمرانی_ها
12 شهریور 1398 16:09:45
14 بازدید
chamran_kids
⁉️ 📝 خیلی تا حالا پیش اومده که تو خیالم آینده بچه هام رو تصور کنم.... و حتما یکی از قسمتهای اون تخیل اینه : ❓ پسرم، آدم معتقدی میشه؟ ❓ هیئت میره و اماما رو دوست داره؟ ❓ دخترم ، حجابش رو رعایت میکنه؟ ❓ بچه هام نماز میخونن؟ ❓ با خدا دوست هستن؟ ❓ به بزرگترا احترام میذارن ؟ ❓ خلاصه چه قدر اخلاق و رفتار و تفکرشون دینی هست؟ 🔷 از بس که دغدغه ام بوده ، سعی کردم درباره اش یاد بگیرم اینکه چی کار باید بکنم و چه طوری باید این نگرش دینی رو به بچه هام منتقل کنم. ⁉️ ولی هنوز یه جاهایی نتیجه اون جوری که میخوام نیست. 💡 اگر شما هم چالشهایی شبیه این دارید دعوتتون میکنیم به یک دورهمی فکری که مکمل کارگاه های تربیت دینی مون هم هست. 📣 رویداد چالشهای تربیت دینی 🔻 با حضور احمدرضا اعلایی ؛ مشاور و مدرس کارگاه تربیت دینی 📅 ۳۰ بهمن 🕰 ۸:۳۰ تا ۱۱:۳۰ برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر، می تونین تو دایرکت پیام بدین. #تربیت_دینی #کودک #مشاوره_کودک #راهچه #دینداری_کودک #احمدرضا_اعلایی #چمرانی_ها
24 بهمن 1398 16:16:04
0 بازدید
chamran_kids
🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر 🎊 تشکر برای تمامی نیت های خوب تان، برای جشن غدیر. #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #به_عشق_علی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
28 مرداد 1398 12:10:10
0 بازدید
chamran_kids
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران
04 خرداد 1399 22:04:31
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
به همین سادگی روضه خونگی بگیر🤔🤩
. تو دو پست قبل درباره کتیبه ساختن بچه ها و برگزاری روضه خونگی باهم حرف زدیم اما تو این پست میخوایم خیلی ساده بهتون بگیم که چطور میتونید یه محرم متفاوت رو کنار بچه ها تجربه کنید🤗 پس خودتون ورق بزنید، ببینید و بشنوید⬆️🖤 . و اما صفحه ی گروه هایی که در فیلم معرفی شدند😎👇🏻 . ✅گروه سدره/ برپایی روضه خانگی: @sedreh_com . ✅تکیه ی آقا بزرگ(تو استوری لینک بازی رو قرار دادیم): @agha_bozrg . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای خانواده ها و دوستانتون و حتی معلم ها بفرستید تا خونه هاشون رو به همین سادگی به هیئت تبدیل کنند🙃🏴 . ⁉️شما چه گروه های خوب دیگه ای رو تو این زمینه میشناسید؟ برامون اسمشون رو کامنت کنید👇🏻 . #هیئت_کودک #روضه_خانگی #محرم #تکیه_آقابزرگ#هیئت_خانگی #کودک_محرمی#عزاداری_محرم #امام_حسین_علیه_السلام #هیئت_دانش_آموزی