پست های مشابه

chamran_kids

📚 از وقتی یادم میام داریم از کمی سرانه مطالعه تو کشور گله و شکایت می کنیم. ولی فقط غر میزنیم و کاری نمی کنیم. خودمون که کتاب خون نشدیم ولی خوبه برای نسل های بعدی مون یک فکری کنیم. ‌ مثلا پسرهای کلاس اولی هر هفته به کتابخونه می روند و کتاب هایی که دوست دارند رو امانت می گیرند. ساعتی هم در کلاس، زمان کتاب خوانی و قصه گویی دارند. اما نه کتابخونی خشک و خالی. معلم کلاس اولی ها، وقتی قصه تعریف می کند، هم خودش نقاشی قصه رو می کشه هم از بچه ها می خواد که روی میزهاشون نقاشی بکشند. حتی گاهی هم پایان قصه از روی نقاشی بچه ها مشخص می شود. گاهی هم، باهمکاری هم نمایش قصه رو بازی می کنند. این کارها، کمک می کنه کتاب و کتابخوانی برای بچه هایی که قراره آینده ی ایران رو بسازند، موضوع بشه و بهش علاقه مند بشن. ‌ به نظر شما چه کارهای دیگه ای میشه کرد برای کتاب خون کردن بچه ها؟ ‌ #کلاس_اولی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #کتاب #کتابخوانی #فرهنگ #چمرانی_ها ‌#مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

05 مرداد 1398 09:55:53

0 بازدید

chamran_kids

📽سفر به سوریه و لبنان 📝قسمت اول بعضی اتفاقها باعث میشود آدم یک دور به گذشته اش برگردد. یه دور مرور کند که چه کارهایی کرده و چه مسیرهایی را رفته کرونا، شرایط مبهم مدرسه ها و کلا دنیا و حواشی طولانی و پرماجرای بعدش باعث شد ما کمی بیشتر فکر کنیم. به اتفاقهایی که ما را به مدرسه رساند. به کسی که حضور مبهمش به زندگی ما شکل متفاوتی داد و باعث شد تصمیمهای جدید بگیریم. سال ۸۸ برای اولین بار با گروهی از جوانهای هنری و به سرپرستی آقای پناهیان راهی لبنان شدیم. قرار بود این سفر فقط برای ما کسب تجربه باشد و تولید یک سری خروجیهای مکتوب. چند روز مانده به سفر، پیشنهاد ساختن فیلمی راجع به مدرسه شهید چمران در جنوب لبنان را به آقای پناهیان دادیم و ایشان قبول کرد. همین جواب مثبت شد یک شروع جدید و متفاوت برای ما. شروعی که تقریبا بیش از ده سال است، ادامه دارد آن موقع هیچ چیزی از مدرسه نمیدانستیم و فقط دوست داشتیم فیلم بسازیم. جالب تر اینکه از شهیدچمران هم چیزی نمیدانستیم. همین شور جوانی برای انجام دادن یک کار متفاوت، بالاخره کار دستمان داد و ما را نمک گیر سوریه، لبنان و شهیدچمران کرد #تاریخچه_چمران #تاریخچه_تاسیس_مدرسه #کاروان_بچه_های_هنر #سفر_اول_به_لبنان #چراغهای_خاموش #فیلمسازی_درباره_کسی_که_نمیشناسیمش

02 خرداد 1399 18:06:49

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 همه با هم برای سربلندی ایران عزیز ... برای آنکه حق زندگی کردن را به کودکانمان هدیه دهیم... #می_آییم به جشن تولد چهل سالگی انقلاب #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها

21 بهمن 1397 14:51:30

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 خبرنگاران چمرانی در تلاشند حس و حال خوب پدربزرگ ها و مادر بزرگ هایشان را ثبت کنند تا بماند به یادگار برای نسل های آینده ... برای شریک شدن در شیرینی خاطرات روزهای انقلاب... #رادیو_انقلاب #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

17 بهمن 1397 10:34:05

0 بازدید

chamran_kids

بچه ی شما تویادگیری درس ها ضعیفه یا قوی؟تو آموزش چطور؟🤔 . استفاده از مشارکت بچه ها تو آموزش درس های مختلف خیلی روش کاربردی هست که باعث افزایش انگیزه و یادگیریشون میشه. . حالا میشه دوتا کار انجام داد: 😊👇 🔹از بچه هایی که درسشون قویه برای آموزش به همکلاسی ها کمک گرفت؛ اینجوری هم اون بچه تشویق میشه، هم یادمیگیره که باید دانسته هاش رو با دوستانش به اشتراک بذاره. . 🔹️از بچه هایی که درس ضعیف تری دارند درخواست کرد که با کمک معلم برای دوستانشون فیلم آموزشی درست کنند، اینطوری بچه در بستری قرار میگیره که حتما اون بحث رو خوب یادبگیره و خوب یاد بده! همین تجربه ی معلمی کردن حسابی انگیزه ی بچه ها رو تقویت میکنه و کمک میکنه برای جذاب کردن آموزششون از روش های خلاقانه هم استفاده کنند.😇 . پ.ن: فیلم متعلق به یکی از پسرهای کلاس پنجمی ادبستان پسرانه هست که مبحث ضرب کسرهارو آموزش داده📚✏ . ✅این پست رو ذخیره کنید و یادتون باشه این روش رو با بچه ها امتحان کنید. راستی شما تاحالا به بچه ها فرصت معلمی و آموزش دادید؟ چه تاثیری روی یادگیری شون داشته؟🤔 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #پسران_چمرانی #معلمان_کوچک #آموزش#یادگیری_عمیق#ریاضی #ریاضی_دبستان #کلاس_پنجمی_ها #کلاس_پنجم #آموزشی#آموزش_ریاضی

19 آبان 1399 18:03:04

0 بازدید

chamran_kids

🏴 📱 شاید اولین و راحت ترین گزینه ای که به ذهنمان برسد برای ساکت کردن بچه ها، دادن یک گوشی موبایل به بچه ها و بازی کردن با آن است. ‌ 👁 خیره شدن مدت طولانی به صفحه گوشی، آسیب شدیدی به مغز و چشم وارد می کند. ‌ 🤯 برخی بازی ها خشونت زیاد را به کودک منتقل می کند. ‌ 😤یکجا نشستن و فعالیت نکردن، باعث می شود انرزی کودک تخلیه نشود. این انرژی زیاد می تواند به صورت پرخاشگری، بهانه گیری و گریه خودش را بروز دهد. ‌ 💡اگر ابزار مناسب همراه داشته باشیم دیگر نیازی به استفاده از موبایل نخواهیم داشت. ‌ ⚠️ اولویت اول ندادن موبایل به کودک است اما اگر شرایط خاصی پیش آمد که مجبور شدیم کودک را با موبایل سرگرم کنیم، بهتر است صرفا دیدن عکس ها و فیلم های خود و یا نقاشی باشد ‌ ✅ اگر خودمان به جای گذراندن ساعت ها وقت در فضای مجازی و زل زدن به گوشی همراه، در کنار خانواده باشیم، کودک هم اشتیاق کمتری برای استفاده از موبایل خواهد داشت. ‌ شما با کدوم موافقین؟ دادن یا ندادن موبایل؟ ‌ #سرباز_حسینم #هیئت #محرم #کودک #تربیت #چمرانی_ها #هیئت_کودک

25 شهریور 1398 15:25:42

3 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهان‌پُرکن برایش گذاشتم. «در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی می‌خوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر می‌کردم کلاً جست‌وجو جالب‌ترین کار دنیاست، حالا جست‌وجوی چیزهای عجیب‌تر، جالب‌تر هم هست. اسم‌های خارجی برای شخصیت‌های داستانم گذاشته بودم که رمانم جذاب‌تر بشود. اسم‌هایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصه‌ای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز می‌دادم که «من یه داستان 16صفحه‌ای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.»  . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقه‌ای که به داستان داشتم، کتاب داستان‌های خواهر و خاله‌ام که خیلی کتاب‌خوان بودند را می‌گرفتم و می‌خواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب می‌خوانم، حتی در خیابان. سال‌ها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستان‌های کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلم‌نامه از نویسنده‌های مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم می‌خواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوست‌داشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایان‌نامه، نامه‌نگاری‌های اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتاب‌های علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهان‌پُرکن برایش گذاشتم. «در جست‌وجوی یخچال‌های ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی می‌خوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر می‌کردم کلاً جست‌وجو جالب‌ترین کار دنیاست، حالا جست‌وجوی چیزهای عجیب‌تر، جالب‌تر هم هست. اسم‌های خارجی برای شخصیت‌های داستانم گذاشته بودم که رمانم جذاب‌تر بشود. اسم‌هایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصه‌ای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز می‌دادم که «من یه داستان 16صفحه‌ای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.»  . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقه‌ای که به داستان داشتم، کتاب داستان‌های خواهر و خاله‌ام که خیلی کتاب‌خوان بودند را می‌گرفتم و می‌خواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب می‌خوانم، حتی در خیابان. سال‌ها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستان‌های کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلم‌نامه از نویسنده‌های مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم می‌خواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوست‌داشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایان‌نامه، نامه‌نگاری‌های اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتاب‌های علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن