پست های مشابه

chamran_kids

💡 یک ماهی می شود که هر روز به یک مدلی به نماز دعوت می شویم. یک روز برایمان کارت دعوت درست می کنند. یک روز خوراکی می آورند. یک روز نقاشی می کشند و ... دخترهای کلاس دومی مسئول نماز ادبستان هستند. خودشان محل نماز را آماده می کنند. بچه ها و مربیان را دعوت می کنند و همه باهم در کنار هم نماز می خوانیم. #نماز #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها

24 فروردین 1398 13:15:05

0 بازدید

chamran_kids

تابستون تو مدرسه چیکار میکنن؟🤯 . اول کپشن رو بخونید⬇️ برنامه ریزی و طراحی برای پایگاه تابستانه یکی از اتفاقات مهم فصله که برخلاف تصور خیلی ها قرار نیست فقط پر از درس باشه و بعد هم کلی خستگی برای بچه ها بمونه🤔 . درسته که پایگاه تابستانی یه فرصت عالی برای معلم هاست که بتونند تا حدی به بودجه بندی مباحث درسی برسن؛ اما هدف از پایگاه اینه که علاوه بر یک روز آنلاین، با دو روز برنامه حضوری تو پارک و فضای باز، خستگی آموزش مجازی کم بشه و نشاط به روح بچه ها برگرده. حالا چطور؟؟؟ . حالا ورق بزنید و بخونید🤗⬆️ . ⭕این پست رو سیو کنید و برای معلم هایی که می‌شناسید بفرستید، منتظر پست های بعدی باشید😉 . ⁉️به نظرتون برای طراحی پایگاه تابستانه معلم ها باید به چه نکته هایی توجه کنند؟؟؟ . #پایگاه_تابستانی#تابستان#کلاس_تابستانه #پروژه#مهارت_آموزی#بازی#فعالیت #فعالیت حی_پایگاه_تابستانی#معلم_خلاق #دبستان#دبستانی_ها #ادبستان

21 تیر 1400 05:54:25

0 بازدید

chamran_kids

🌟 بازی و قصه همیشه لذت بخش ترین کار دنیا برای بچه هاست. پس می تونیم خیلی مسائل رو با بازی و قصه برای بچه ها لذت بخش کنیم.  بچه های ادبستان یک ساعت در هفته، تدبر در قرآن دارند. باهم قرآن می خونند. عمو برای بچه ها یک قصه می گوید و بعد باهم بازی می کنند... مثل قصه ی اجازه ی گرفتن و بازی اجازه گرفتن... ... یک سری موجودات از تاریکی استفاده کردند و خورشید را دزدیدند. اما آدم ها تصمیم گرفتند مبارزه کنند و زمین را روشن کنند‌. ‌ اما دوباره همه جا تاریک شد. این بار یک اتفاقی افتاد. یک آدم خیلی خوبی گفت: ما می تونیم برای جبران کارهای اشتباه مان، یک جمله ی سحر آمیز بگیم: ببخشید. شما هاهم اگه این جمله رو بگین این دشمنا یواش یواش ضعیف میشن. ‌ همه خوشحال شدند. جوری شده بود که وقتی بچه ها باهم دعوا می کردن، سریع میگفتند ببخشید و همه چیز حل می شد. گذشت و گذشت تا اینکه اون موجودات متوجه این جمله ی سحر آمیز شدند. ‌ هی بچه ها باهم دعواشون می شد دیگه کسی ببخشید نمی گفت. موجودات تاریکی خیلی خوشحال بودن، که نقششون گرفته‌. و ... #قرآن #طرح_درس #کلاس_دومی_ها #قرآن_برای_کودکان #هفت_سال_دوم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

25 دی 1397 10:13:43

0 بازدید

chamran_kids

. وقتی دخترها از دلتنگی ها، خاطرات و دوست داشتنی هاشون میگن...😊❤👆🏻 . اینبار ادبستان دخترانه ی شهید چمران رو از نگاه دخترهای چمرانی ببینید و بشنوید...🤗 . تو این روزها بیشتر از هروقت دیگه ای دلتنگ شور و هیاهوی بچه ها و حضور قشنگ شون، دورهمی ها و جشن هایی هستیم که یک ساله مجازی شده... اما هنوز هم به آینده ی زیبای بچه ها که تو راهه و قراره کنارهم دیگه بسازیم، امیدواریم....😇 . پ.ن: فیلمبرداری بدون هماهنگی قبلی با بچه ها صورت گرفته و خود دخترها نوع پوشش شون جلوی دوربین رو انتخاب کردند🌸 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #مصاحبه#آموزش_مجازی #خاطره#دلتنگی_مدرسه #مدرسه_دخترانه

05 اسفند 1399 13:08:09

0 بازدید

chamran_kids

📖 📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت چهارم 👈 رازِ استاد هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک

08 اسفند 1397 11:03:29

0 بازدید

chamran_kids

. آموزش پروژه محور یا آموزش مستقیم؟🤔 . بیشتر برنامه های آموزشی چمرانی، غیر مستقیمه. . یعنی ما مطالب دروس مختلف رو تو قالب پروژه با بچه ها کار می کنیم. تو پروژه ها بچه ها با فارسی، علوم، ریاضی، مهارت های زندگی و ... آشنا می شن. . یکی از این پروژه ها، پروژه ی نویسندگی هست که مربوط به درس فارسی میشه و به تقویت مهارت های خوندن و نوشتن کمک میکنه. حتی استعداد های دختر ها تو نویسندگی رو هم شکوفا میکنه. . این پروژه متناسب با سن بچه ها و مناسبت های مختلف مثل محرم، جشن انقلاب و ... انواع متفاوتی داره. . مثلا دخترها تو پروژه های نویسندگی؛ دفتر خاطرات درست کردن. به خاله ها، مامان و اشخاص مختلف نامه نوشتن، دفترچه ی "دوردنیا با چمران" رو ساختن و گزارش اردوهاشون رو یادداشت کردن، کتاب نوشتند و کلی کار دیگه. . حتی کلاس سومی ها هم چندتا مجله درست کردند. . به نظر شما کدوم موثر تره؟‌ آموزش پروژه محور یا مستقیم؟ کامنت کنید. . #نویسندگی#پروژه#آموزش_غیر_مستقیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #درس_فارسی

10 شهریور 1399 17:16:36

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن