پست های مشابه

chamran_kids

📣 📣 ادبستان پسرانه شهید چمران، از میان علاقه مندان #آقا، به صورت #تمام_وقت دعوت به همکاری می نماید. ‌ 📝 برای ثبت نام و تکمیل فرم به آدرس زیر مراجعه کنید: chamraniha.com #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #دبستان #معلم

16 اردیبهشت 1398 06:28:32

0 بازدید

chamran_kids

معلم ها جا نمونید❗️❗️❗️ . بریم ببینیم نظر شرکت کننده های دوره قبل الفبای چمرانی شدن چی بوده😎 . . . شما هم تجربه ای دارید؟ برامون بنویسید🤩 . . . . . 🟢«تربیت مربی به سبک چمرانی»🟢 . یک دوره ی تکرارنشدنی تربیتی و آموزشی با اساتید باتجربه مجموعه شهید چمران😊 ✅دوره ی عمومی ✅دوره ی تخصصی ⭕کارگاه های آنلاین و آفلاین ⭕ 🟪 مهلت ثبت نام: فقط تا ۳٠ خرداد🟪 ❗امکان پرداخت قسطی در دومرحله وجود داره! 🎁 ثبت نام گروهی بالای ۳نفر، شامل ۲۰ درصد تخفیف میشه‼️ برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به لینک در استوری یا سایت چمرانی ها سربزنید⬇️ chamraniha.com 🔹بفرستید برای معلم ها🔹 #معلم #درس #کلاس #آموزش #مدرسه_خوب #کارگاه #تابستان

24 خرداد 1401 11:26:09

0 بازدید

chamran_kids

🌼 زندگی و بازی بچه های امروز، محدود شده به خونه های آپارتمانی، تبلت و تلویزیون...اگر هم بخوان کمی بدوند، نگرانی از همسایه ی بالایی و پایینی و کناری مانع بازی شان می شود. پارک هایی هم که سالی یکبار می روند با محدودیت است. ندو میفتی. دست نزن کثیفه. باز شلوارت پاره شد، تو کی میخوای از وسایلات نگه داری کنی... و همش هم گله و شکایت دارند که بچه ی من ترسوئه. نمیتونه از خودش دفاع کنه. عرضه ی کاری رو نداره. ولی واقعیت تلخ این است که ما ایم که بچه هایمان را اینگونه بار می آوریم. و فرصت هر گونه تجربه را از آنها میگیریم. خوب است کمی رفتارهایمان را مرور کنیم. ‌ پسرهای پیش دبستانی، به عشق کشف های تازه به اردو می روند و همه جا را زیر رو می کنند. کشف تازه شان یک ملخ بود! #پیش_دبستانی_ها #اردو #گردش_های_یک_چمرانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

21 آذر 1397 06:05:03

0 بازدید

chamran_kids

خبر خبر خبر مهم ویژه معلم ها‼️‼️ . . . . . اگر معلم هستید یا به معلم شدن علاقه دارید، 📚دوره ی مجازی الفبای چمرانی شدن 📚 مخصوص شماست* 😎 «تربیت مربی به سبک چمرانی» یک دوره ی تکرارنشدنی تربیتی و آموزشی با اساتید باتجربه مجموعه شهید چمران😊 ✅دوره ی عمومی ✅دوره ی تخصصی ⭕کارگاه های آنلاین و آفلاین ⭕ 🟪 مهلت ثبت نام: فقط تا ۳٠ خرداد🟪 ❗امکان پرداخت قسطی در دومرحله وجود داره! 🎁 ثبت نام گروهی بالای ۳نفر، شامل ۲۰ درصد تخفیف میشه‼️ برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به لینک در استوری یا سایت چمرانی ها سربزنید⬇️ chamraniha.com ➕بفرستید برای معلم ها که جانمونند🤗 . #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #تربیت_مربی_کودک #تربیت_کودک#معلم #معلم_چمرانی #تربیت_مربی #تربیت_دینی #تربیت_جنسی#طرح_درس #دوره_تربیت_مربی#دوره_آموزشی

21 خرداد 1401 17:56:34

1 بازدید

chamran_kids

اولین قدم: چک کردن مدام، امر و نهی، کنترل ممنوع!! . فرض کنید تازه عروسی هستید و برای اولین بار میخواهید برای شام مهمان دعوت کنید؛ مادر شما از ظهر زنگ میزند و میپرسد همه ی وسایل را خریدی؟ بعد از مدتی دوباره زنگ می‌زند و می‌گوید همه کارهایت را انجام دادی ؟ و همین طور زنگ میزند و دستور پخت و نکات آشپزی را به شما میگوید. . نزدیک های شب میبینید که مادر شما به خانه‌ی‌تان آمده و میگوید دلم طاقت نیاورد و استرس داشتم! . ما هم دقیقا همین کار را با بچه هایمان میکنیم؛ مدام میگوییم تکلیفت را بنویس؛ این را نخور؛ آن را بردار و صدها حرف دیگر... . واقعا خود شما از مرور چنین خاطراتی در کودکی تان احساس خوبی دارید؟ اگر می خواهید مادر ماشینی نباشید، برای قدم اول سعی کنید این جملات دستوری را از مکالماتتان حذف کنید! ‌ موافقید باهم شروع کنیم؟ . #مادری #چالش_مادری #مادر#مادری_کردن #مادر_موفق #مادرانه

10 اسفند 1399 18:29:20

0 بازدید

chamran_kids

✒ شما، پدرها و مادرها، الگوی فرزندتان هستید. فرزندانِ ما همان کسانی می‌شوند، که ما هستیم؛ نه کسانی که ما دوست داریم. پس #یک_پیشنهاد_چمرانی دفترچه‌ای برای کشف یا کارآگاهی و مدادی برای ثبت کشف‌ها، خاطرات یا نکات مهم را همراه خود داشته باشید. ‌ اگر ما اهلِ جست‌وجو، کشف، نوشتن، کشیدن، ثبت‌کردن و... باشیم، فرزندانمان هم همین طور می‌شوند. ‌ بخشی از دفتر کارآگاهی‌ام را به شما نشان دادم، که تحریک شوید، کشف کنید و کشف‌هایتان را در دفتر کارآگاهی خود ثبت کنید. ‌ بخشی از خاطره‌ی من از یکی از اردوهای قبلی: نوبت به جست‌وجو و کشف رسید. من هم جست‌وجوی خودم را آغاز کردم. هر چیز جالبی را که کشف می‌کردم، در دفتر کارآگاهی‌ام ثبت می‌کردم، تا بتوانم دقیق نگاهش کنم. بسیاری از اختراعات و ساخت‌وسازها با نگاه‌کردنِ دقیق به طبیعت انجام شده. اگر ما هم بخواهیم از طبیعت درس بگیریم، که چگونه ساخت‌وساز کنیم، باید خوب و با دقّت به آن نگاه کنیم. چیزی که به نگاه‌کردنِ دقیق کمک می‌کند، کشیدن است. اگر سعی کنیم، با مداد چیزهایی را که می‌بینیم، در دفتر کارآگاهیِ خودمان بکشیم، متوجّهِ چیزهایی می‌شویم، که قبلاً ندیده‌بودیم یا به آنها توجّه نکرده‌بودیم. این یعنی نگاه‌کردنِ دقیق. کسانی که این کار را انجام دهند، مهارتِ مشاهده‌کردن را به‌دست می‌آورند. این مهارت برای تبدیل‌شدن به یک دانشمند، هنرمند یا سازنده بسیاربسیار مهم است. #یادداشت_های_یک_معلم_چمرانی #کلاس_سومی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

09 دی 1397 06:00:58

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن