chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🏃 یکی از کارهایی که بچه ها حتما باید تجربه کنند، بالا رفتن از درخت است. کاری که چهارساله های چمرانی، هر هفته تجربش می کنند!! شما تا حالا این تجربه رو داشتین؟ #چهار_ساله_ها #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران
18 اردیبهشت 1398 05:05:54
0 بازدید
chamran_kids
. داستان نويسى كلاس دومى ها با موضوع من و هيئت . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
29 مهر 1397 14:52:30
0 بازدید
chamran_kids
🤹 کودک هفت سال بازی میکند و هفت سال خواندن و نوشتن میآموزد و هفت سال مقررات زندگی حلال و حرام را یاد میگیرد. (اصول کافی ج. ۶ ص. ۴۷ و ۴۶) بر اساس این حدیث و تجربیاتی که داشتیم، سعی کردیم بچه ها از هفت سال اول زندگی شان نهایت استفاده را داشته باشند. ما بچه ها را هفت سال تمام، برای کلاس اول پذیرش می کنیم. چرا؟ چون معتقدیم کودک باید هفت سال بازی کند و در گیر آموزش های مستقیم و آداب دانی نشود. وقتی نیاز کودک به بازی در هفت سال اول، به خوبی پاسخ داده نشود، در هفت سال دوم به جای علاقه به یادگیری و آداب دانی، به دنبال بازی خواهد رفت و گاها از درس و یادگیری زده خواهد شد. شما با کدام مدل موافق تر هستین؟ #هفت_سال_اول #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #چمرانی_ها
19 خرداد 1398 07:53:39
0 بازدید
chamran_kids
🍀 خیلی از پدر و مادر ها دوست دارند فرزند خلاق داشته باشند اما به جای پروش خلاقیت، کودک را درگیر قالب های ذهنی می کنند. نقاشی های آماده که فقط کودک باید آن را رنگ کند. کاردستی هایی که باید از روی الگو برش بزند، چسب بزند و چیزی هایی شبیه هم بسازد. بازی ها را فقط باید طبق قاعده و قانون خودش بازی کنند، همه ی اینها مانع خلاقیت است. اجازه دهیم کودک خودش کشف کند و بسازد. شما فقط بستر و ابزار بازی و فعالیت را فراهم کنید و هم بازی شان باشید. چند کاغذ آبی ساده مهمان کلاس پیش دبستانی ها بود. دخترها با همفکری هم تصمیم گرفتند با آن یک بازی بسازند. کارت بازی با دو شکل مشابه. مربی: مطهره یعقوبی #پیش_دبستانی_ها #خلاقیت #پرورش_خلاقیت #پرورش_مهارتهای_کودک #کودک #طرح_درس #بازی #ساخت_بازی #پروژه #تربیت #پدر #مادر #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
02 بهمن 1398 18:04:12
0 بازدید
chamran_kids
🎂 دقت کردین همه چی داره تجملاتی میشه؟ برای جشن تولد یک سالگی هم سالن می گیریم. لباس های ست، شام های آنچنانی، عکاس و فیلمبردار و چه و چه... تو این جشن تولد ها قطعا کودک به هیچ وجه مهم نیست. چون خسته میشه و بهانه گیر میشه...چون مدام باید بشینه و عکس بگیره و لذتی از تولدش نمی گیره. خانواده هم که کلی تو خرج میفته. هزینه ای که میشه گفت چیزی برای رشد کودک نداره! ما تو چمران، برای بچه ها تولد می گیریم. اما نه تولدی که خانواده ها تو زحمت بیفتند. کیک تولد با کمک خود بچه ها درست میشه. بچه ها خودشون کلاس رو تزیین می کنند و هدیه و کادو هم کار دست خودشونه. اینجوری هم دوستی هاشون محکم تر میشه هم حسابی کیف می کنند. #تولد #جشن_تولد #ایده_تولد #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها
01 مرداد 1398 09:51:38
1 بازدید
chamran_kids
🚐 خیلی پیش آمده که در اردو های مختلف، مثل موزه ها و مکان های مذهبی، با مدارس دیگر هم زمان باشیم. و رفتار های مسئولین و معلم ها را با بچه ها دیده ایم. مکان هایی که شاید خیلی برای مسئولینش تفاوتی ندارد کودک پنج ساله برای بازدید آمده یا پانزده ساله. یک سری اطلاعات را ردیف می کنند و به خورد کودک می دهند. جالب است که انتظارشان برای نظم و رعایت قوانین هم از همه هم یکسان است. اما نباید وقتی مخاطب مان کودک است با او متناسب با سنش رفتار کنیم؟ یا حتی فعالیت هایی که برای اردو طراحی می کنیم برای همان سن باشد نه چند سال بزرگتر؟ دخترهای پیش دبستانی، برای اردو به مرقد امام خمینی رفتند. قرار بود فقط بازی کنند و در آنجا بهشان خوش بگذرد. پس قایم باشک، دنبال بازی و وسطی بازی کردند. بعد هم برای امام جون، نقاشی کشیدند. نگوییم از رفتار مسئولین مرقد با ما🤐 مربی: مطهره یعقوبی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #پیش_دبستانی_ها #اردو_دانش_آموزی #پیشنهاد_اردو #چمرانی_ها #فعالیت_اردو #تعامل_با_کودک
05 اسفند 1398 17:20:01
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگتر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگتر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگتر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگتر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز