پست های مشابه

جعبک

🎈🎉⚽️ -": آخهههه تا کی بذارم همه بازی ها رو ببره ... " این سوالیه که برای یه مادر یا پدر یا حتی خاله داایی و عمه و... هرکسی که همبازی بچه ها شده، حتما یه بار پیش اومده😁 و بعد از چند دست بازی که به کوچولومون باختیم، با خودمون میگیم :"بالاخره که باید بفهمه همیشه تو زندگیش برنده نیست. " و تصمیم میگیریم دست بعدی رو خودمون ببریم. 😁 اما بردن همانا و بغض و ناراحتی و بعدش گریه و قشقرق بچه مون بعدِ باختن هم همانااا... اونجاست که عذاب وجدان میگیریم و کلی سوال تو سرمون چرخ میخوره که باید چیکار میکردم... ؟ 🥺 کارِدرستی کردم نذاشتم همیشه ببره ؟ بالاخره که با همسن و سالاش همبازی میشه و ممکنه بچه های از اون قوی تر پیدا بشن و ببرنش ؟ برای گرفتن جواب حتما این پست رو بخونید و برای کسایی که فکر میکنید تجربه کردن، بفرستید.😎 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ راستی راه حل شما برای بالا بردن #تحمل_شکست بچه ها چیه ... ؟ تجربه داشتین ؟

07 مهر 1400 10:04:02

45 بازدید

جعبک

🥳‌ یه وقتایی دلم می خواد عینک اونو بردارم و به چشمام بزنم.‌ با عینک او به دنیای اطرافم و اتفاقات جهان نگاه کنم. ‌ این جوری همه‌ی اتفاقات جهان یه شکل دیگه است.‌ با عینک اون همه‌ی مهره های رنگی چشم دارند و نگاهت میکنن. همه‌ی پولک های برق برقی، ستاره های کوچیکی هستند که یک روز از آسمون روی زمین باریدن و کامواهای توی کشو موهای دراز و بلند یه موجود عجیب و غریب، که هر روز اون ها رو قیچی میکنه و به بچه ها می فروشه تا باهاش سرگرم بشن.‌ اون فرمانروای بی چون و چرای کشور خوشحالیه!‌ کشوری که فقط وقتی عینک اونو به چشمات بزنی می تونی توش قدم بزنی و کیف کنی!‌ ‌ خدا کنه هیچ وقت مثل من عینکشو گم نکنه! 🤩چهار روز تا رونمایی از جعبک بعدی🤩 #جعبک جان#ایده#بازی#اسباب_بازی#جعبک_ابزار #بازی_جعبک_ابزار

24 تیر 1399 14:09:51

1 بازدید

جعبک

👀👀👀👀 به همین راحتی میتونیم یه اسب آبی درست کنیم. با چندتا چوب بستنی که رنگشون کردیم و چشم عروسکی و یه کم کاغذ رنگی برای گوش و دهنش و دندوناش 🤩 شمام این کاردستی رو درست کنین . عکسشو برامون بفرستین و کد تخفیف برای خرید جعبک بگیرین.

24 مهر 1400 08:30:30

8 بازدید

جعبک

وقتی میگن ماه رمضون یاد چی میفتین ؟ حس الانمون نسبت به خیلی از مناسبت ها و ایام ویژه توی سال ارتباط مستقیمی داره با خاطره هایی که توی سنین پایین پدر و مادرهامون برامون ساختن.... با چندتا راهکار ساده میتونیم کاری کنیم بچه ها تا سال های سال حس و حال متفاوتی نسبت به ماه رمضون داشته باشن... شما کدوم یکی از پیشنهادهایی که دادیم رو انجام میدین ؟ . . #ماه_رمضان #روزه_کله_گنجشکی #سرگرمی_کودک #بازی_با_کوک #فرزندپروری #والدگری #والدین_نمونه #والدین_بخوانند #والدین_آگاه #کودک_شاد #کودک_سالم #تربیت_فرزند #تربیت_کودک #تربیت_دینی #تربیت_دینی_فرزند

30 فروردین 1401 01:54:32

46 بازدید

جعبک

❌کپشن را بخوانید❌ روایت دوم: اولین کارگاه جعبک خانه‌ی من بود. قسمت هال و پذیرایی خانه را دو قسمت کردیم. برای کارگاه سنگر درست کردیم که کودک هشت‌ماهه‌ی خانه واردش نشود‌. صبح در خانه‌ی ما جمع می‌شدیم برای کارها. برای بچه‌ها هم برنامه می‌ریختیم که سرگرم شوند؛ گرچه کار همیشه آن طور که پیش‌بینی میکردیم هم پیش نمی‌رفت؛ چون بچه‌ها اساسا غیرقابل پیش بینی هستند و ما این را در کارمان پذیرفته بودیم. همه‌ی کارها توی پذیرایی و آشپزخانه و اتاق بچه انجام می‌شد. کابینت کنار پنجره‌ی آشپزخانه را که نور‌خوبی داشت می‌کردیم استدیو‌ی عکاسی و کف و دیوارهای اطرافش را با کاغذ رولی می پوشاندیم. ته هال پذیرایی را می‌کردیم قسمت بسته بندی و ارسال. وسط هم بچه‌ها می‌دویدند و بازی می‌کردند. گاهی تا نه شب کار می‌کردیم و در انتها وقتی بچه های‌تیم با خستگی می‌رفتند خانه، من می‌ماندم و یک خانه‌ی ترکیده که زمینش مثل میدان مین پر از نخود و لوبیا و بقایای آرد بازی و خمیربازی بود. البته با حضور بچه‌ای که از صبح نخوابیده بود و کلافه بود و آقای همسر که از سرکار آمده بود و چندساعتی هم در اتاق مانده بود تا کار ما تمام شود‌. گاهی زیر فشار کارها درست وقت خستگی، وقت مریضی بچه‌هایمان یا وقتی کارها گره می‌خورد، غول ناامیدی سر و کله‌اش پیدا می‌شد و می‌آمد سراغمان و شروع می‌کرد توی ذهنمان خواندن که: چه کار داری می‌کنی تو؟ بچه را گذاشتی توی فشار؟ تو مادری؟ چه همسری هستی؟ این هم محصولتان! آخر چه کسی به چنین چیزهایی اهمیت می‌دهد؟ آن وقت باید کمر می‌بستی برای جنگیدن هر روزه با غول‌ ناامیدی که هرازگاهی سر از تاریکی بیرون می آورد و شک را مثل خوره می‌انداخت به جانت که هر طور شده از ادامه دادن بایستی. حتما شما هم تجربه‌اش کرده‌اید‌. توی هر اتفاق مهم و بزرگی غول ناامیدی درست وقتی کم آورده‌ای، سر و کله اش پیدا می‌شود و دست می اندازد دور گردنت و تویی که باید بجنگی و ادامه بدهی. اما جعبک کوچک همیشه چیزی داشت که از ما دلبری کند و نگذارد غول ناامیدی سیاهی را پخش و پلا کند توی قلبمان! ما حواسمان گرم کار بود و جعبک مثل یک کودک نوپا جایش را در دل همه‌ی ما داشت باز می‌کرد...جعبک بچه‌مان شده بود و ما همان مادری که دلش میخواست غیر از بچه‌ی خودش روی صورت هزاربچه‌ی دیگر هم لبخند بکارد و برای همین داشت با تمام قدرت می‌جنگید.‌ ‌ ‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

03 اسفند 1400 00:43:32

38 بازدید

جعبک

🌿🍃🍀هیچی اندازه #کشف_کردن و تجربه کردن باعث #رشد بچه ها نمیشه. مخصوصا توی این دنیایی که همه چیزش داره مجازی میشه. بذاریم یه وقتایی بچه ها #طبیعت رو با دستای خودشون لمس کنن، کشف کنن و حس کنن. میدونیم صبر و تحمل زیادی می طلبه اما به چیزی که بچه ها بدست میارن می ارزه 😉 #کفشدوزک #کشفدوزک #رشدکودک #خلاقیت #بازی #بازی_کودک #بازی_طبیعت

27 تیر 1400 16:49:01

35 بازدید

ادمین جعبک

0

0

‌ بین ما بچه‌ها او مهربان ترین بود اما بچه نبود. بزرگ‌ترها همه احترامش می کردند. می دویدند سمتش و سخت در آغوشش می گرفتند و می بوسیدندش. او می خندید. همیشه می خندید. انگار خدای لبخند باشد. خدای شادی. بین ما بچه‌ها معروف بود. می نشستیم دور هم و می‌گفتیم:«چه کسی می تواند ادای خندیدن او را در بیاورد؟ ادای خندیدن پیامبر را؟» هر کدام بلندتر و زیباترمی‌خندید، برنده بود. حفظ بودیم صورتش را. خط‌های صورتش را. وقتی پیش از همه سلام می کرد و آن لبخند شیرینش را مثل عسل به کام هرکسی می گذاشت. بزرگ‌‌ترها آقا و سرور صدایش می زدند؛ ولی بین ما بچه ها معروف بود به مهربان ترین هم‌بازی دنیا. صبر می کردیم وقت اذان از کوچه‌ی ما رد شود و برود سمت مسجد تا ما گیرش بیاوریم و بگوییم: آقا! آقای محمد! با ما بازی می کنید؟ لبخند می زد؛ چه لبخندی! عبایش را آویزان می کرد به چینه‌ی دیوار و بعد می ایستاد و چشمانش را ریز می کرد و تک تکمان را در سکوت و البته با لبخند زیرنظر می گرفت و ما از هیجان اتفاق بعدش خنده‌مان می گرفت و یک دفعه، می دوید سمتان و ما جیغ زنان فرار می کردیم و او دنبالمان.‌ او برای همه پیام آور لبخند و شادی بود و ما بچه‌ها این را خوب می فهمیدیم. حتی بیشتر از بزرگ‌ترهایمان. این شاید یک راز بود بین ما و او. شادی و شکرگزاری، لبخند و سپاسگزاری یک راز بود بین ما و او و این دنیا. رازی که بزرگ‌تر هایمان خیلی وقت بود یادشان رفته بود. او هر روز از کوچه‌ی ما رد می شد و ما به عشق بازی با او سر از پا نمی شناختیم. آقای لبخند بود آقای محمد! بین ما بچه‌ها به این اسم معروف بود.‌ #جعبک #بازی #بازی_با_کودک #خلاقیت #اسباب_بازی #کودک #مهربانی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

0

‌ بین ما بچه‌ها او مهربان ترین بود اما بچه نبود. بزرگ‌ترها همه احترامش می کردند. می دویدند سمتش و سخت در آغوشش می گرفتند و می بوسیدندش. او می خندید. همیشه می خندید. انگار خدای لبخند باشد. خدای شادی. بین ما بچه‌ها معروف بود. می نشستیم دور هم و می‌گفتیم:«چه کسی می تواند ادای خندیدن او را در بیاورد؟ ادای خندیدن پیامبر را؟» هر کدام بلندتر و زیباترمی‌خندید، برنده بود. حفظ بودیم صورتش را. خط‌های صورتش را. وقتی پیش از همه سلام می کرد و آن لبخند شیرینش را مثل عسل به کام هرکسی می گذاشت. بزرگ‌‌ترها آقا و سرور صدایش می زدند؛ ولی بین ما بچه ها معروف بود به مهربان ترین هم‌بازی دنیا. صبر می کردیم وقت اذان از کوچه‌ی ما رد شود و برود سمت مسجد تا ما گیرش بیاوریم و بگوییم: آقا! آقای محمد! با ما بازی می کنید؟ لبخند می زد؛ چه لبخندی! عبایش را آویزان می کرد به چینه‌ی دیوار و بعد می ایستاد و چشمانش را ریز می کرد و تک تکمان را در سکوت و البته با لبخند زیرنظر می گرفت و ما از هیجان اتفاق بعدش خنده‌مان می گرفت و یک دفعه، می دوید سمتان و ما جیغ زنان فرار می کردیم و او دنبالمان.‌ او برای همه پیام آور لبخند و شادی بود و ما بچه‌ها این را خوب می فهمیدیم. حتی بیشتر از بزرگ‌ترهایمان. این شاید یک راز بود بین ما و او. شادی و شکرگزاری، لبخند و سپاسگزاری یک راز بود بین ما و او و این دنیا. رازی که بزرگ‌تر هایمان خیلی وقت بود یادشان رفته بود. او هر روز از کوچه‌ی ما رد می شد و ما به عشق بازی با او سر از پا نمی شناختیم. آقای لبخند بود آقای محمد! بین ما بچه‌ها به این اسم معروف بود.‌ #جعبک #بازی #بازی_با_کودک #خلاقیت #اسباب_بازی #کودک #مهربانی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن