پست های مشابه

جعبک

‌🌛🌞 ‌ گاهی ناخودآگاه توانایی هاشون یا نقاط ضعفشون رو با بچه‌های دوستانمون یا فامیل مقایسه می‌کنیم.‌ از ترس اینکه نکنه از بچه‌های دیگه عقب‌تر باشه. نکنه من به اندازه‌ی کافی براش وقت نمی‌ذارم..‌ ‌این بین همه‌ی پدرمادرا مشترکه اما یادتون باشه، حتی خواهر و برادرهای دوقلو هم هزاران ویژگی متفاوت دارند.‌ ‌ ‌ نظرتون چیه؟‌ ‌ ‌ #کودک#روانشناسی#خلاقیت #بازی #جعبک ترجمه شده از پیج: @kidsplaytricks

14 تیر 1400 09:21:50

53 بازدید

جعبک

‌ ‌ ‌ سلام سلام🧕 عید همگی مبارک...لطفا از طرف ما کله‌ی بچه ‌ها رو‌ یه بوس کوچولو بکنید و محکم بغلشون کنید🤗 خب خب خب ! بدون تبلیغ و مقدمه‌چینی و اینا می‌خوایم بگیم ما برای این ایام یه بهارانه‌ی ساده ولی بامزه داریم. از اون جایی که خودمون مامان هستیم و دلمون یه برنامه‌ی درست و حسابی بازی می خواست نشستیم و یه برنامه نوشتیم تا هر روز یه بازی با بچه‌ها داشته باشیم. گفتیم این برنامه رو با شما به اشتراک بذاریم و هر روز به شما هم یه بازی پیشنهاد بدیم تا عید بچه ها تکمیل بشه... عجالتا اسم بازی‌ها و این برنامه‌ی ۱۴ روزه دست شما تا ما بریم و برگردیم با بازی روز اول فروردین...‌‌ ‌ ‌ ‌ #نوروز_جعبک #بچه_های_جعبکی #جعبک_جان

01 فروردین 1399 06:49:33

19 بازدید

جعبک

. 🎈🎉🎁به بچه ها بی بهانه و با بهانه هدیه بدیم. قرار نیست بچه ها فقط وقتی هدیه بگیرن که کار خوبی انجام میدن یا مورد تشویق قرار میگیرن. اونا با هدیه گرفتن مهربونی کردن، قدردانی، بخشنده بودن و خیلی چیزای دیگ رو یاد میگیرن. و میفهمن بدون قید و شرط ارزشمندن مخصوصا اگر هدیه بی بهانه باشه. بچه های شما چه هدیه هایی رو بیشتر دوست دارن ؟ #شگفتونک #دخترانه #هدیه_کودک #عیدغدیر #هدیه_عید_غدیر #بازی_کودک #خلاقیت_کودک

08 مرداد 1400 09:43:04

37 بازدید

جعبک

🚩🏴🏴🚩 کافیه به یاد بیاریم. چشم‌هامون رو ببندیم و روزهای خوش گذشته رو به یاد بیاریم. صدای سینه‌زنی قسمت خانوم‌ها که همیشه صدای بازی بچه‌ها همراهی‌اش می‌کرد. تاریکی و نورهای کم وقت روضه...عطر گلاب و هل وقتی مادربزرگ روی شله زرد می‌ریخت و بوی قیمه‌ی نذری که آخر هیئت همون جور داغ داغ میخوردیم و کیف می‌کردیم. قشنگ‌ترین خاطرات کودکی خیلی‌هامون مربوط میشه به همین ایام وقتی دست پدر و مادرمون رو می‌گرفتیم و می رفتیم هیئت و روضه... روزهای گذشته بر نمی‌گردن اما میشه روزهای جدید و شیرینی برای بچه‌هامون بسازیم... محرم نزدیکه... کاش امساس قشنگ ترین محرم بچه‌هامون بشه... #محرم #محصول_فرهنگی #محصول_جدید #محصول_هیات #مهدکودک_هیئت #محرم_کودک #چسبونک #چسبونک_محرم #سرگرمی_کودک #استیکر_آموزشی #استیکر_کودک #استیکر_محرم #استیکر_مذهبی #محصول_ویژه_محرم

28 تیر 1401 16:59:26

237 بازدید

جعبک

‌⭐ به تعداد بچه های روی زمین میشه با وسایل دون‌ دونک بازی ساخت و داستان گفت. ما تو جعبک داریم تمرین میکنیم که نپرسیم: اسباب بازی تون راهنما هم داره؟ ایده هم میدید که چه جوری باهاش بازی کنیم؟ یه الگو بدید اون شکلی با بچه ‌ها بازی کنیم... ما تمرین میکنیم که به بچه‌ها فرصت بدیم خودشون بازی خودشون رو خلق کنن و اون جوری که میخوان بازی‌شون رو پیش ببرن. دون‌دونک این قابلیت رو داره و این فرصت رو به بچه‌ها میده‌. شاید واسه‌ی همینه که اینقدر دوسش دارن. کودک خلاقی دارید که عاشق بازی ساختن و تخیل کردنه؟ مطمئنیم با دون‌دونک خیلی خوشحال میشه... ‌ ‌ فروش ویژه‌ی #دون_دونک داره تموم میشه‌ها... این بچه‌مون خیلی خجالتی و بی سر و صداست...ما هی باید بیایم معرفی اش کنیم...🤭‌ قیمت: ۱۷۷ قیمت جشنواره ‌ی یلدا ۱۴۱ تومان ‌گروه سنی ۴ سال به بالا ‌ #جعبک#بازی#اسباب_بازی #ایده#سنسوری_بین

16 آبان 1399 08:12:01

3 بازدید

جعبک

🎂 دو سال پیش! ۵۰ تا دونه جعبک طراحی و تولید کردیم. جعبک خمیری و جعبک آردی! فاطمه سادات دو سه هفته پیشش گفته بود: با این وضع نمیتونیم بچه‌ها! ادامه دادن با این وضع که هرکدوم سر یه کاریم خیلی سخته! معلوم هم نیست کسی اصلا بفهمه ما چی داریم می فروشیم!! ‌ و زهرا و فاطمه و ساجده محکم ایستادند و گفتند: همین ۵۰ تا رو میذاریم توی پیجمون! (پیجی با ده تا دونه فالور!) بذار این دو تا جعبک رو بدیم. اگر نشد تمومش میکنیم و ادامه نمیدیم‌. دوسال پیش!! خیال میکردیم اگر بتونیم با همین ۵۰ تا جعبک، پنجاه تا بچه رو خوشحال کنیم هم یعنی موفقیت! راستش اما خیال نمی کردیم ۲ سال پشت هم کار کنیم، زمین بخوریم، سوتی های گنده بدیم، موفقیت ها و جعبک های جدیدمون رو جشن بگیریم و مهم تر از اون...با جعبک‌هامون بیشتر از ۵۰۰ تا کودک رو توی شهر های مختلفی که تا حالا خودمون پامون رو هم نذاشته بودیم، شاد کنیم...‌ 🥺😭 تولدت مبارک جعبک کوچولوی دوساله‌ی ما!‌👼 تو کامل و همه چی تموم نیستی! اما.. تلاشتو کردی که متوقف نشی و ادامه بدی...‌ ‌🌿 ممنونتیم ما! بچه‌های تیم جعبک! تولد دوسالگی‌ات مبارک جعبک‌جون! کوچولوی نوپای ما...‌👶‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌#استارتاپ #کارآفرینی #اول_مسیر #تولید_محصول #مادر_شاغل #جعبک #اسباب_بازی #اسباب_بازی_کودک #فرزند_پروری #والدگری #کاردستی_کودک #کاردستی #ابزار_بازی #ابزار_کاردستی #ابزار_نقاشی #روایت_کارآفرینی #بانوان_کارآفرین

03 اسفند 1400 15:20:32

31 بازدید

ادمین جعبک

0

0

‌🌿 ‌ پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده....‌ نرجس قلبش تاپ تاپ کرده‌ لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده‌ لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. ‌ چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... ‌ سرش را انداخته پایین...‌ لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت...‌ لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده...‌ ‌ تولدتان مبارک آقا‌ مبارک نرجس... ‌ و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده...‌ بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ...‌ ‌ ‌ ‌ #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

جعبک

ادمین جعبک

0

0

‌🌿 ‌ پیراهن زردش را مرتب کرده بود. تازه درد زایمان رخت بسته بود. دردانه را گذاشته بود توی گهواره. پتوی سبز را که لابد روزها، منتظر، بوییده بود و به سینه چسبانده بود، روی گلش انداخته بود. عمه حکیمه وارد اتاق شد. دستی به سر دستمال بستهٔ نرجس کشید. نرجس حتما لبخند زد و گهواره را نگاه کرد. عمه حکیمه گل کوچک را بلند کرد. خواست ببوسدش. بوی خوشش قلب عمه را به تپش انداخت. نرجس را نگاه کرد. نرجس لابد سر تکان داد که توی دل من همین خبرهاست... بابا صدا زد پسرم را بیاور عمه... نوشته اند پسر پدر را که دیده به حرف آمده از بس پدر مرد بوده. از بس چشم هاش آدم را به حرف می آورده... بابا گل نرجس را به او سپرده و گفته پسرم تو را به کسی می سپارم که مادرموسی فرزندش را به او سپرده....‌ نرجس قلبش تاپ تاپ کرده‌ لابد اشک تا پشت چشم هاش آمده‌ لابد باورش نشده که چطور می شود این پدر را و این پسر را دوست نداشت و دشمنشان شد.. ‌ چطور می شود بخاطر این ها آسمان و زمین را بهم نزد... دریا ها و دشت ها را مثل او طی نکرد... ‌ سرش را انداخته پایین...‌ لابد خیال پردازی کرده که حالا آسمان گهواره ات پسرم... آن ابر تپل نرم بالش زیر سرت...‌ لابد برایش لالایی ها خوانده و منتظر وعدهٔ بعدی شیرش شده...‌ ‌ تولدتان مبارک آقا‌ مبارک نرجس... ‌ و مبارک ما مادر ها که می دانیم توی دل نرجس وقتی بویتان کشیده چه خبرها که نشده...‌ بویتان را به کوی ما مادرها بفرستید ...‌ ‌ ‌ ‌ #نیمه_شعبان_۱۳۹۹ #جعبک

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن