kermaninarges_psych
دنبال کننده
53
پست
67
نرگس کرمانی"دکتری مشاوره" 🌾رواندرمانگر و مشاوره فرزند پروری 🎓 دانش آموخته منتالیزیشن از کانادا، SDTBM
پست های مشابه
kermaninarges_psych
من: میای با هم رویا پردازی کنیم. مثلا وقتی تو بزرگ شدی خانم شدی. با هم یه بار بریم سویس! همون کوههایی که خونه پدر بزرگ هایدی بود!😇 دخترک: باشه بریم. دخترک: نه مامان. من نمیام! من: چرا؟ دخترک: من خونه پدر بزرگ هایدی را دوست ندارم. میخوام ساعت ۶ برم تو پارکنیگ با دوستام دوچرخه سواری کنم! من: 😐 دخترم:😌 #چگونه_به_رویاهای_مادر_خود_گند_نزنیم؟ #ساعت_چنده_مامان_۶_نشده_نه_عزیزم_الان_ده_صبحه_؟!! #قرنطینه_و_پارکینگ #برای_تحقق_رویاها_جای_دور_نرویم_بازی_در_پارکینگ_هم_همان_لذت_را_دارد!!!
30 مرداد 1399 06:41:21
0 بازدید
kermaninarges_psych
حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس میایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون میافتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق میکند.
11 آبان 1400 19:46:24
1 بازدید
kermaninarges_psych
اگر موافقی 💟 را بزن، در واقع یک چرخه است که از خود ما شروع میشه، زیر بنای رابطه ما با کودکانمان از جایی شروع میشود که رابطه ما با خودمان چگونه است. اگر میخوایم این چرخه شکسته شود، ابتدا باید غر زدن به خودمون را رها کنیم، سپس به فرزندمان! کار زیاد آسونی نیست، میدونم، گاهی اونقدر به خودمون سخت گیر هستیم که واقعا در بیرون حاضر نیستیم این همه انتقاد نثار کسی بکنیم گاهی اون ایرادگیر درون اون قدر قویه که به راحتی نمیشه از شرش راحت شد، اولین گام شاید شناخت غر غر کردن هاش باشه! #خودشناسی #والدگری #والدین_موفق #کودک_شاد #کودک_لجباز #کودک_بدغذا #کودک_پرخاشگر
12 دی 1400 11:45:15
14 بازدید
kermaninarges_psych
واقعیت اینه که مدل غذاخوردن و حتی دارو خوردن بچه ها میتونه در امتداد رابطه ای باشه که بین او و والدین برقراره ! باید چیزهایی این وسط وجود داشته باشند که بیارزه، اون مایع بد رنگ و بدمزه را راحت و بی دردسر قورت داد؟ اگر قبول داشته باشیم که با موجودی فهیم و دارای فکر و احساس طرفیم حتما یه مدل دیگه رفتار میکنیم. دارو دادن دقیقا جائیه که هم باید مهربان باشی هم مقتدر، هم عاقل، انگار او به همه اینا به اندازه هم نیاز داره، به مامانی که درکش میکنه و میتونه بهش اعتماد کنه که اگه میگه باید بخورم پس درست میگه. و مامانم میدونه که چه قدر بد مزه است. و مامانم فهمید من چه طور از پس این کار سخت بر اومدم. ممکنه بعضی وقتها ما بدون هیچ توجهی به احساس بد بچه ها فقط به صورت منطقی بهشون بگیم که باید دارو بخوره. و اون هیچ تصویری از مفید و ضروری بودن دارو نداره، همین طور که ما تصوری از ذهن او نداریم. و یا ممکنه اون قدر نگران اذیت شدنش باشیم و که او هم استرس را از ما بگیره و بره تو فضای دفاعی و بخواهد خودش را از خطر احتمالی حفظ کنه! "حتما خیلی چیز بدیه که مامان هم این همه مضطربه! پس منم باید از خودم مراقبت کنم." چون انگار مامان اون قدر قوی نیست که بشه بهش اعتماد کرد! #دارو_خوردن_بچه ها #مریضی_بچه #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری #ورژن_جدید_کرونا #آیکون #شادی #سلامتی
28 آذر 1400 17:20:00
4 بازدید
kermaninarges_psych
تا کنون شده به عنوان یک بزرگسال احساس کنید ترس از موفقیت مانع پیشرفت شما شده است؟ تا حالا شده یک قدمی موفقیت به عقب برگردید؟ زمانی که در چند قدمی نتیجه هستید به خود تخریبی دست بزنید؟ و به هزار و یک علت به نتیجه ای که بسیار به آن نزدیک بودید دست پیدا نکنید؟ رشد و پیشرفت فرزندان آرزوی هر پدر و مادری است، تحقیقات نشان داده افرادی که دچار ترس از موفقیت هستند به شدت از خودشان انتقاد میکنند، و بسیار سخت گیرانه نسبت به خود رفتار میکنند. و به خود تخریبی دست میزنند، در الگوی تربیتی این والدین درحالی که رشد و پیشرفت را برای فرزند دلبند خود آرزو دارند. ولی قصد دارند با سخت گیری، انتقاد و مقایسه نیروی درونی او برای رشد را تقویت کنند، غافل از اینکه دقیقا الگوی مخربی قوی برای عدم موفقیت او میشوند. #موفقیت #ترس #مقایسه #کنترلگری #انگیزه #عزت_نفس #اهمالکاری #روانشناسی_کودک #والدین_آگاه_فرزندان_موفق #کودک_شاد #کودک #نرگس_کرمانی_مشاوره
15 مرداد 1401 15:34:49
30 بازدید
kermaninarges_psych
من یادمه از وقتی شروع کردم به مدرسه رفتن، بابام میگفت تو ریاضی ات خیلی خوبه! ریاضی تو خون ما است! دبستان و راهنمایی ریاضی مثل بقیه درس ها جالب بود، ولی هر چی پیش تر رفت، حس کردم من اون عشقی که بابا میگه را به ریاضی ندارم! برعکس سر کلاس ادبیات به وجد میام! و اون موقع هایی که معلم فیزیک حرف های جامعه شناسی میزنه، منو به فکر فرو میبره! ولی خانواده ما اصلا نمیتوانستند هضم کنند که کسی با معدل خوب بره رشته انسانی! من سال کنکور کودتا کردم، گفتم که دیپلم ریاضی را گرفتم، ولی به هیچ کدوم از رشته های فنی در دانشگاه علاقه ندارم، من آدم ها را دوست دارم، خبر از راه رسم زندگی و ذهن و روح زندگی حال من را خوب میکنه! یادمه برای مقابله با میراث عشق به ریاضی که در من وجود نداشت، با عموم بحث میکردم که چه طور ادبیات سرنوشت جوامع را تغییر میده، به فرض با تکنولوژی سرعت همه چیز بالا رفت، و کلی زمان خالی پیدا کردیم ، به فرض که با پزشکی از مرگ و بیماری نجات پیدا کردیم، اون رشته ای که میگه حالا با زندگی کردن چه کنیم را من دوست دارم، هدفم تبلیغ روانشناسی نیست، قطعا همه زمینهها برای بهبود زندگی بشر لازم و ضروری هستند، ولی من تو خانواده خودمون خیلی جنگیدم تا ارزش مسیری که انتخاب کردم را ثابت کنم. بد نیست، یک لحظه متوقف بشیم، و فکر کنیم، آیا ما اونها را پرورش میدیم که جانشین ما بشند؟ این چه حسی در آنها به وجود مياره؟ چه قدر دلمون میخواد، همون مسیر ما و یا آرزوهای دست نیافته ما را برای زندگی انتخاب کنند ! #استقلال #خودمختاری #والدین #کودک #هویت #هدیه #انگیزه #شادی #روانشناسی #فرزند_پروری #عشق #آرامش #موفقیت #کنکور #آرزو
06 تیر 1401 11:42:07
20 بازدید
نرگس کرمانی
0
0
گورکن را ببینید ، لذت ببرید و درک جالب و عمیقی که کودک ميتونه از فضای اطرافش داشته باشه را لمس کنید. درست همان موقع که ما فکر میکنیم خبر نداره و هر موقع صلاح میدونیم در جریانش میذاریم، درست همان زمان که فکرش را هم نمیکردیم آن قدر ها بفهمد! اعتراف میکنم که گورکن را به خاطر یکی از سوپر استارهاش دیدم . و البته اصلا نقشش را دوست نداشتم و به دلم ننشست. ولی ۱۰ دقیقه آخر فیلم چنان از شوکه شدن لذت بردم که تحیر بازمانده از اون تا روز بعد لبخند به لبم میآورد. در ادامه ممکنه بخشی از داستان لو بره، تمام تلاشم را میکنم که این طور نشه. ولی اگر قصد تماشا دارید، پیشنهاد میکنم به خوندن ادامه ندید. داستان حول محور خانواده ای میچرخه که از پدر و مادر از هم جدا شدند. اتفاقا هردوی پدر و مادر رابطه با کیفیتی با بچه دارند. پسرکی باهوش که به نظر میرسه پدر و مادر با وجود جدایی حسابی باهاش وقت میگذرانند و حواسشون به دلش هست. مادر در آستانه ازدواج مجدده، و به نظر میرسه رابطه جدید هم همدلانه و متناسب باشه. که ناگهان پسر گم میشه، گویا دزدیده شده! .....ادامه داستان. عمق احساس یک کودک از جدایی پدر و مادر را به تصویر میکشد. اگر این روزها احیانا افکاری در مورد جدایی یا طلاق از دهنتون میگذره . بدون بچه ها این فیلم را ببینید!