پست های مشابه

شادینک

ورق بزنید و بخونید که چرا این بسته رو پیشنهاد دادیم ! البته دوست داشتیم خیلی محتویات توش بیشتر باشه با کلی برنامه رفتیم خرید اما به جهت دراومدن به قیمت مناسب اینارو تونستیم بگیریم . ولی ما امتحانش کردیم دخترامون کلی ذوق زده شدن 😍😍 #شادینک #روز_دختر #ولادت_حضرت_معصومه_س #گلسر #پومپوم #گوشواره #گردنبد #دستبند

16 خرداد 1400 10:07:46

1 بازدید

شادینک

بسم رب الحسین. سفر اربعین با همه جذابیت‌ها و حال خوب پیاده روی اش، امسال به آرزویی دست نیافتنی تبدیل شده و داغش را بر دل همه مان گذاشته است، داغی که التیامی ندارد و ما دل خوش کرده ایم به روضه‌ها و سلام‌های از راه دور. 😭😭😭😭 هروقت سلامی رو به کربلا می‌دهیم، همه وجودمان از این فراق آتش می‌گیرد. اما این ماییم و تکلیف این روزهایمان، تکلیفی که عقل ما به اقتضای شرایط موجود صادر می‌کند و ما به خوبی می‌فهمیم که بزرگان و علمای ما بر چه مبنایی منع از سفر می‌کنند. درست است که در روایات به حضور در مکان‌های مقدس، به ویژه حرم سیدالشهدا (ع) بسیار تأکید شده است، اما از آن بیشتر، به ارتباط قلبی و روحی محبان اهل بیت (ع) با ایشان اشاره شده که این نکته زمان و مکان نمی‌شناسد و در هر زمانی، با هر مسافتی به ما این اجازه را می‌دهد که به ائمه هدی متوسل شویم و از جان و دلمان گره گشایی کنیم. و حالا ماییم و کودکانی که دوست داریم خاطرات اربعین یادشان نرود و بدانند که از هر مکانی میتوانیم به آقایمان توسل کنیم .... پی‌نوشت: داشتیم بسته رو برای عکس برداری آماده میکردیم دختر شش ساله مون یهو عروسک ها رو به خط کرد جلوی گنبد و گفت مامان می‌خوام عروسک ها سلام بدن به امام حسین ع بعد برن زیارت ... همین ارتباط کوچک برای ما بسه ... #شادینک #اربعین #اربعین_پای_پیاده_حرم_ثارالله #شادی_دینی #ساخت_ماکت #کاردستی_خلاقانه #بازی_وانمودی #من_ایرانمو_تو_عراقی_چه_فراقی😭

16 مهر 1399 18:13:41

0 بازدید

شادینک

گر خوب بندگی کنی ای دل به هر صباح🤲 توفیقِ طوفِ کرب و بلا میرسد ز راه وقتی به یادِ کرب و بلا بغض میکنی صدها ملک ز ارض و سما میرسد ز راه دنیا شود بهشتِ برین شک نکن دمی وقتی قدومِ شاهِ وفا می رسد ز راه «عَجِلْ عَلی ظُهُور وَلِیّک » خدای من پس کی ز کعبه صاحبِ ما میرسد ز راه؟ از آتشت هماره ” بداغی ” شود رها چون شاهِ دین به روز جزا می رسد ز راه #رمضان #روزه #میهمانی_خدا #رمضان_كريم #رمضان_مبارك #شادینک #شادینک_یعنی_شادی_دینی_کودکان #ماهرمضان

26 فروردین 1400 07:36:21

2 بازدید

شادینک

حتما وقتی با بچه ها میرید هیئت براتون پیش اومده که خوراکی بهشون بدن یا اگه مسجد و هئیت تون خیلی خوب برنامه ریزی کرده باشن حتما یه فعالیتی برای بچه ها درنظر گرفتن . همه ی اینها خوبه اما اسباب بازی یه جور دیگه بچه ها رو خوشحال می‌کنه ... یه اسباب بازی ای که بشه توی روضه سرگرم شون کنه و تا آخرین روزی که نگه میدارن یادشون بمونه که از کجا گرفتن و اولین بار کجا باهاش بازی کردن.... به نظر ما اومد ست چای خوری خیلی مناسبه... چایی روضه ی ارباب زمین گیرم کرد ... وقتی براتون چای روضه ریختن و اشک تون در اومد التماس دعا ... #شادینک #محرم #چایی_روضه #مداحی_کودکانه #ز_کودکی_خادم_این_تبار_محترمم #یا_حسین #کودکانه

17 مرداد 1400 21:53:14

3 بازدید

شادینک

رنگ های ست چای خوری روضه وقتی بچه ها میان توی روضه دوست دارن یه کاری کنن .. مثلا دستمال پخش کنند یا بعضی وقت ها هم اصرار که چایی رو‌تعارف کنند که خب نمیشه ... بعضی از بچه ها میرن یه گوشه و برای خودشون بساط روضه رو پهن میکنن چای میریزن و به عروسکاشون میدن مطمئن باشید امام حسین (ع) به دل های پاک شون نگاه می‌کنند ... قیمت تک ۲۱۰۰۰ برای اطلاع از قیمت تعداد دایرکت درخدمتیم. #روضه #چای_روضه_ارباب #محرم #چای #نوحه #سینه_زنی #حسینیه #مجلس_اهل_بیت #کودکانه #مداحی_بچگانه

17 مرداد 1400 21:09:39

3 بازدید

شادینک

اهداف بسته آشنایی با داستان غدیر در خلال بازی های نمایشی و قصه🎭 تقویت حواس به ویژه حس لامسه 🖐 افزایش دقت و تمرکز👀 افزایش خلاقیت 🤹‍♀️ بستری مناسب برای کشف مواد طبیعی مثل چوب و شن و آب💦 و با انجام فعالیت هایی که درکنار بازی اصلی درنظر گرفته شده به اهداف زیر می رسیم👇👇👇 تقویت سرانگشتان ظریف و مهارت های نوشتن ✌ تقویت تجسم فضایی 🙄 کاهش اضطراب و استرس 😨 لمس بافت های متفاوت از پارچه تا چوب👌 قیمت با احترام: ۲۹۸۰۰۰ تومان #بسته_بندی #غدیر_خم #هدیه #ویژه #هدیه_خاص #مخصوص #غدیر #برکه #داستان_برکه #یاسر #شتر #چوبی #پیامبر_مهربانی #حضرت_علی #ولایت #امامت #لباس #آدمک #آدمک_چوبی #کشف_خلاقیت #شن_بازی

27 تیر 1400 14:20:03

1 بازدید

شادینک

0

0

ادامه ی داستان دوم: زنش که دید زهیر انقدر خوشحاله، بهش گفت: مبارکت باشه . آخه زن زهیر آدم خیلی خوب و باهوشی بود. همین که زهیر وارد شده بود، دیده بود که زهیر دوباره یادش اومده که چقدر عاشق امام حسینه. فهمیده بود که زهیر از این جا به بعد رو می خواد همراه امام حسین بره. زهیر هر چی داشت و نداشت به زنش بخشید و گفت تو برگرد پیش خانواده‌ ت. من میخوام با امام حسین برم، هر جایی که میره. زن زهیر گفت: میشه من هم ببری؟ زهیر گفت: آخه اونجا جای زن‌ ها نیست. اذیت می‌شی. من خیلی دوستت دارم، دوست ندارم اذیت شی. زنش گفت: باشه. پس میشه ازت یه خواهشی بکنم؟ فکر می کنین زنش چی میخواست؟ پول؟ این که نامه بنویسه؟ زود برگرده؟ نه… من که گفتم زن زهیر چقدر عاشق پیامبر بود. زهیر گفت: باشه، بگو چی میخوای؟ گفت: اون دنیا، پیش پدربزرگ امام حسین (یعنی پیامبر) منو یادت نره زهیر از کاروان خودش جدا شد و همراه امام حسین رفت. وقتی کاروان امام حسین به کربلا رسید یکی از دشمنان می‌خواست یکی از چادرها رو آتش بزنه. زهیر و چند نفر دیگه سریع رفتن سمتش و با شمشیرهاشون فراری‌ ش دادن. اونا زهیر رو خوب می‌ شناختن. یادتونه که گفتم، زهیر یه فرمانده جنگی خیلی معروف بود. یکی از آدم های سپاه دشمن گفت: عه! زهیر! تو که اصلا طرفدار حسین نبودی! تو که باهاش قهر بودی! حالا چرا داری براش می جنگی؟! زهیر گفت: می‌ بینی که الان اینجام و با حسین هستم. تازه شما بودین که به حسین نامه نوشتین که بیا کمک‌ مون کن! حالا شماها چرا باهاش می‌جنگین؟ من اومدم تا جونمو بدم، اما نذارم که به نوه‌ ی پیامبر آسیبی برسونین. ظهر شد و جنگ شد. موقع نماز بود. امام حسین همراه یارانش ایستاد که نماز جماعت بخونن. اما ممکن بود وسط نماز دشمن بهشون حمله کنه. پس چی کار کردن؟ دو نفر با شمشیر ایستادن جلوی نماز جماعت، که اگر کسی خواست به نمازخون‌ ها حمله کنه، ازشون دفاع کنن. یکی از اون دو نفر کی بود؟ آفرین، زهیر. زهیر تیرها رو با شمشیر و سپرش دور می‌کرد که یه وقت به امام حسین و یارانش که داشتن نماز می خوندن، نخوره. اون روز بالاخره زهیر به آرزوش رسید. در راه امام حسین شهید شد و اون دنیا بهترین جای بهشت رو نصیب خودش کرد. بهترین جای بهشت کجاست ؟. جایی که همه‌ی آدم خوبا یادشون میاد چقدر عاشق امام حسین بودن! کی دلش میخواد توی بهشت با امام حسین باشه؟؟؟ بلند بگه یاحسین #داستان_نجات #کشتی_نجات_امام_حسین #شادینک #شادی_های_مذهبی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

شادینک

شادینک

0

0

ادامه ی داستان دوم: زنش که دید زهیر انقدر خوشحاله، بهش گفت: مبارکت باشه . آخه زن زهیر آدم خیلی خوب و باهوشی بود. همین که زهیر وارد شده بود، دیده بود که زهیر دوباره یادش اومده که چقدر عاشق امام حسینه. فهمیده بود که زهیر از این جا به بعد رو می خواد همراه امام حسین بره. زهیر هر چی داشت و نداشت به زنش بخشید و گفت تو برگرد پیش خانواده‌ ت. من میخوام با امام حسین برم، هر جایی که میره. زن زهیر گفت: میشه من هم ببری؟ زهیر گفت: آخه اونجا جای زن‌ ها نیست. اذیت می‌شی. من خیلی دوستت دارم، دوست ندارم اذیت شی. زنش گفت: باشه. پس میشه ازت یه خواهشی بکنم؟ فکر می کنین زنش چی میخواست؟ پول؟ این که نامه بنویسه؟ زود برگرده؟ نه… من که گفتم زن زهیر چقدر عاشق پیامبر بود. زهیر گفت: باشه، بگو چی میخوای؟ گفت: اون دنیا، پیش پدربزرگ امام حسین (یعنی پیامبر) منو یادت نره زهیر از کاروان خودش جدا شد و همراه امام حسین رفت. وقتی کاروان امام حسین به کربلا رسید یکی از دشمنان می‌خواست یکی از چادرها رو آتش بزنه. زهیر و چند نفر دیگه سریع رفتن سمتش و با شمشیرهاشون فراری‌ ش دادن. اونا زهیر رو خوب می‌ شناختن. یادتونه که گفتم، زهیر یه فرمانده جنگی خیلی معروف بود. یکی از آدم های سپاه دشمن گفت: عه! زهیر! تو که اصلا طرفدار حسین نبودی! تو که باهاش قهر بودی! حالا چرا داری براش می جنگی؟! زهیر گفت: می‌ بینی که الان اینجام و با حسین هستم. تازه شما بودین که به حسین نامه نوشتین که بیا کمک‌ مون کن! حالا شماها چرا باهاش می‌جنگین؟ من اومدم تا جونمو بدم، اما نذارم که به نوه‌ ی پیامبر آسیبی برسونین. ظهر شد و جنگ شد. موقع نماز بود. امام حسین همراه یارانش ایستاد که نماز جماعت بخونن. اما ممکن بود وسط نماز دشمن بهشون حمله کنه. پس چی کار کردن؟ دو نفر با شمشیر ایستادن جلوی نماز جماعت، که اگر کسی خواست به نمازخون‌ ها حمله کنه، ازشون دفاع کنن. یکی از اون دو نفر کی بود؟ آفرین، زهیر. زهیر تیرها رو با شمشیر و سپرش دور می‌کرد که یه وقت به امام حسین و یارانش که داشتن نماز می خوندن، نخوره. اون روز بالاخره زهیر به آرزوش رسید. در راه امام حسین شهید شد و اون دنیا بهترین جای بهشت رو نصیب خودش کرد. بهترین جای بهشت کجاست ؟. جایی که همه‌ی آدم خوبا یادشون میاد چقدر عاشق امام حسین بودن! کی دلش میخواد توی بهشت با امام حسین باشه؟؟؟ بلند بگه یاحسین #داستان_نجات #کشتی_نجات_امام_حسین #شادینک #شادی_های_مذهبی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن