شادینک
دنبال کننده
17
پست
169
به نام خدا شادینک، شادی دینی برای کودکان تولید کننده بازی و محصولات سرگرم کننده برای انتقال مفاهیم دینی و اخلاقی
پست های مشابه
شادینک
من میزنم از دل با بغض صدایت یا حضرت هادی جانم به فدایت این شیعه به لطفت گردیده هدایت یا حضرت هادی جانم به فدایت دل دارم و اکنون پر زد به هوایت یا حضرت هادی جانم به فدایت ولادت امام هادی (ع) مبارک #ولادت_امام_هادی #السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان #اسلام_برای_کودکان #کودک_مسلمان #کودک_شاد
04 مرداد 1400 09:41:02
1 بازدید
شادینک
اگه کسی یاری داره یار منم #حسینه عشق من و ماه شب تار منم #حسینه #محرم #شادینک #هر_خانه_یک_حسینیه #نوحه #مداحی_کودکان #مداحی_زیبا #مداحی_جدید
02 شهریور 1399 12:18:56
0 بازدید
شادینک
. هراس و دلهره خواهد رفت همان شبی که تو میآیی☘ همان شب آمنه میبیند درون چشم تو دنیایی☘ همین که آمدهای از راه، قریش محو تو شد ای ماه☘ یتیم کوچک عبدالله ! ببین نیامده، آقایی☘ گل قشنگ بنی هاشم، سلام بر تو ابوالقاسم☘ #ربیع_الاول #ربیع #محمدرسول_الله #پیامبر #پیامبرمهربانی #عید #شادینک #شادی_دینی_کودکان #هفته_وحدت #ما_عاشق_محمدیم #سلام_بر_محمد
09 آبان 1399 09:31:11
1 بازدید
شادینک
این هم از جزئیات بسته ی آبی ... وقتی بچه ها خودشون دستبند درست میکنند مطابق با سلیقه شون ، هم مهارت های ظریف شون تقویت میشه هم به شدت به اعتماد به نفس شون افزوده میشه و با ذوق دستبندشون رو به همه نشون میدن. نظرتون چیه ببینیم طرفدارانی آبی بیشتر هستند یا قرمز ؟
29 خرداد 1401 14:28:22
1 بازدید
شادینک
سلام بچه ها😍 میخوایم امشب یه قصه براتون بگم🤩 قصه ای راجع به یکی از قهرمان های بزرگ... یه قهرمان واقعی 😇 قهرمان نجات همه ی آدم ها ، که اسمشون امام حسین (علیه السلام) است💚 حتما خودتون میشناسیدشون😉 ولی میدونید چرا قهرمان شدن ؟؟؟؟؟ قصه رو گوش کن تا برات بگم 🙂 یه عده از مردم توی یه شهر دیگه به امام نامه نوشته بودن و گفتن بیا ما رو از دست حاکم بدجنس ، نجات بده. فکرنکنی تعدادشون کم بوده ها کلی آدم بودن ، یعنی چند هزار نفر.... امام حسین ع هم دوستشون رو فرستادن که ببینه مردم اون شهر راست میگن یا نه ، قول میدن که اگه امام حسین بیاد، هرچی بگن گوش میدن مردم اون شهر هم با فرستاده ایشون دست دادن و قول دادن که همراه امام باشن . اما اون حاکمبد که اصلا از مهربونی و آدمای خوب خوشش نمیاومد نمیخواست مردم حرف امام حسین ع رو گوش بدن، برای همین بعضی ها رو حسابی ترسوند بعضی ها رو هم گولشون زد و گفت حسابی بهتون پول میدم خب… شما جای مردم شهر بودین چی کار میکردین؟ معلومه اگر ما بودیم، میگفتیم بروبابا!! ما رو میترسونی؟ ما خیلی شجاعیم. پول تو رو هم نمیخوایم! همراه امامون میشیم، که از همه بهتر و مهربون ترن و با تو هم دست دوستی نمیدیم! اما خب بچهها جونم... مردم اون شهر اندازهی ما که شجاع نبودن.... بیشتر از این که کارای خوب دوست داشته باشن دنبال راحتی خودشون بودن حالا اگر شما جای امام حسین بودین، نسبت به این مردم چه حسی داشتین؟ فکر کنین به شما نامه نوشتن گفتن بیا اینجا، می خوایم با تو دوست بشیم… بعد یهو وسط راه نگهت دارن و بگن ما میخوایم بجنگیم .... شما بودین چی کار میکردین ؟ عصبانی میشدین؟ لج تون میگرفت ؟ دلتون میخواست دیگه کمک شون نکنید ؟؟؟؟ اما امام حسین خوب ما، قهرمان نجات آدمهاس . امام حسین دلش میخواست همهی همه ی آدمها رو از دست آدم بدا نجات بده و باهاشون مهربونی کنه ... مثل یه آدم خوبی کخ اگه ببینه کسی داره توی دریا غرق میشه حتما حتما نجاتش میده .... برای همینامام حسین ع هم اصلا عصبانی نشدن و همش تو فکر این بودن که اونا رواز دست اون حاکم بد نجات بدن . اما خود مردم هم باید میخواستن دیگه ...... بعضی ها به خاطر ترسیدن یا گرفتن پول زیاد غرق شدن.... حالا توی داستان بعدی مون ماجرای چن نفر از اونایی که به کشتی نجات امام حسین رسیدن رو براتون میگم... منتظر داستان ها باش.... راستی یادت باشه میتونی با کشتی مون این قصه رو بازی کنی ...... آدمایی که دارن غرق میشن رو نجات بده. #کشتی_نجات_یا_اباعبدالله #کشتی_نجات #داستان
02 مهر 1399 17:02:38
0 بازدید
شادینک
سلام به شما همراهان عزیز ✨تربیت دینی درست و ریشه ای همواره دغدغه ی خانواده ها بوده، دونستن اینکه چه راهکارایی اشتباهه به شما کمک میکنه تا سالم تر این مسیر رو طی کنید . ✨شما هم تجربیات و نظرات ارزشمندتون رو با ما و سایر عزیزان این پیج به اشتراک بزارید . ✨امیدواریم این پست براتون مفید باشه. 🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺 #شادینک #شادینکی #شادینک_یعنی_شادی_دینی_کودکان #تربیت_کودک #تربیت_فرزند #تربیت_صحیح_فرزند #تربیتکودک #تربیتفرزند #تربیت_کودکان #تربیت_صحیح #تربیت_اسلامی #تربیتدینی #تربیتدرست #دینداری #دینداری_آگاهانه #دینداری_در_آخرالزمان #اسلامي #عکسنوشته
09 بهمن 1399 16:39:07
3 بازدید
شادینک
0
0
میریم سراغ داستان دوم کشتی نجات: زُهیر مرد بزرگی بود. خونه داشت، باغ داشت، وضعش خوب بود. تازه جنگجوی خوبی هم بود و در کلی از جنگ ها فرمانده بود و پیروز شده بود. زهیر قبلنا طرفدار اون گروهی بود که مخالف امام علی بودن. به خاطر همین دور و بر امام حسین هم که پسر امام علی بود، نمی اومد. یادتونه که امام حسین داشتند میرفتند سمت شهری که مردم براشون نامه نوشته بودند ... زهیر هم تو همون راه بود اما نمیرفت سمت کاروان امام حسین مثلا کاروان امام حسین قبل از چشمه می ایستادن، زهیر میگفت بریم بعد از اون چشمه بایستیم. کاروان امام حسین سمت راست یه کوه میایستاد، زهیر می گفت بریم سمت چپ اون کوه توقف کنیم. قضیه ی قهر توی اتاق رو یادتونه؟! خلاصه… تا این که بالاخره هر دو تا کاروان به جایی رسیدن که مجبور شدن نزدیک هم توقف کنن. مثلا شاید یه چشمه بود .. کاروان ها ایستادن و هر کدوم یه سری چادر زدند. زهیر همراه با زنش و بچه هاش نشسته بود توی چادرش و سر سفره بودن. همین موقع یکی از طرف کاروان حسین بن علی اومد و گفت: سلام آقای زهیر! امام حسین میخوان شما رو ببینن! میاین بریم پیششون؟ زهیر که داشت لقمه رو میذاشت دهنش، یهو خشکش زد! خدایا! یعنی حسین بن علی با من چی کار داره؟! چی شده؟ نکنه میخواد دعوام کنه که با گروه اونا نبودم؟ نکنه از دستم ناراحته؟… یهو زنش گفت: وا! زهیر! چرا خشکت زده! مگه حسین پسر فاطمه ی زهرا نیست؟ گفت: چرا خب! زنش گفت: خب پس چرا نشستی؟! برو خودت رو بهشون برسون. زهیر لقمه شو زمین گذاشت و بیرون رفت و مستقیم رفت توی چادری که امام حسین توش بود. فکر می کنین وقتی زهیر اومد بیرون، قیافه ش چه شکلی بود؟ زهیر وقتی وارد چادر خودش شد، تمام صورتش پر از لبخند و شادی بود. هیچ کس نمی دونست امام حسین بهش چی گفته، اما زهیر مثل کسی بود که بهش جایزه داده باشن! آخه یادمون نرفته که امام حسین قهرمان نجات آدم ها بودند و وقتی با زهیر صحبت کردند زهیر هم تصمیم گرفت سوار کشتی نجات بشه . ⛵⛵⛵ پ.ن: دوستای گلم ادامه ی داستان رو در پست بعدی براتون میزارم حتما حتما دنبالش کنید تا ببینید امام حسین چی به زهیر گفتن که اینقدر خوشحال شدن.😊😊😊 #داستان_نجات #کشتی_نجات_امام_حسین #شادینک #شادی_های_مذهبی_کودک