chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
این پست مخصوص شمایی هست که....🤔👇🏻 . قبل از اینکه بریم سراغ اینکه چرا یه معلم باید روش های جدیدآموزشی رو یاد بگیره ⁉️، شما بگین به عنوان یه انسان، مادر، پدر، معلم یا تو هرجایگاه دیگه ای چقدر برای رشد شخصی خودتون وقت میذارید؟ چقدر هزینه میکنید یا علاقه دارید حرفه ای بشید؟ به این سوالات جواب دادین؟ حالا ادامه ی مطلب رو بخونید! 😊👇🏻 . حرف ما با شمایی هست که رشد شخصی خودتون رو از اولویت های زندگی قرار دادین و براش تلاش میکنید، اونوقت اگر در جایگاه معلم هم قرار بگیرید پاسخ قانع کننده ای برای یادگرفتن روش های متفاوت و جدید دارید😇 . حتما میدونید که یادگیری و آموزش و تکاپو در این راستا آدم رو زنده نگه میداره و یه فرایند طولانی مدت تا آخر عمره که صبر و تحمل زیادی هم میطلبه، فلذا "ز گهواره تا گور دانش بجوی" 🤩 . اما میرسیم به شمای معلم! 🤗 چرا باید برای یادگیری روش های جدید آموزشی وقت بذارید؟ ❗به این ۳ دلیل مهم: ⬇️ ۱_نباید از رشد خودتون غافل شید چون؛ شما به عنوان معلم با موجودات زنده ای سرو کار دارید که روز به روز درحال تغییر هستن و از قضا تو دنیایی زندگی میکنید که هرروز شما رو با ابعاد جدید و خارق العاده ای از زندگی و البته بچه های ماهر تری روبه رو میکنه! پس اول از همه باید تلاش کنید خودتون رو همیشه به روز نگه دارید تا به دنیای بچه ها نزدیک بشید و بتونید در مقابل علم و آگاهی اونها حرفی برای گفتن داشته باشید😇 . ۲_زمانه ی امروز ما با دهه های قبل فرق داره پس لزوما روش های قدیمی و سنتی به تنهایی پاسخگوی نیاز دانش آموز امروز تو زمینه ی آموزش و پرورش نیست! . ۳_حالا که بخش زیادی از آموزش مجازی شده لازمه روش های متفاوت تری یادبگیرید تا بتونید بازدهی خوبی داشته باشید و سطح یادگیری بچه ها رو بالا نگه دارید! . 🌱همه ی این هارو گفتیم چون به زودی یه برنامه ویژه مخصوص معلم های دغدغه مند داریم تا بتونند روش های آموزشی جدید رو تو هرپایه ومتناسب با کتاب های درسی مختلف یادبگیرند و ازشون به نحو احسن استفاده کنند🤗 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای معلم های دغدغه مند بفرستید یا همینجا زیر پست تگشون کنید😉 چون خبرای خوبی براشون داریم🤩 . #معلم_خلاق #معلم#آموزش#رشد_شخصی #کودک#دانش_آموز#علم_آموزی#یادگیری #معلم_آگاه#کارگاه_کتاب_درسی
19 خرداد 1400 17:19:37
0 بازدید
chamran_kids
حال و هوای کلاستو محرمی کن‼️ . . در این پست قراره باهم یه بیرق قشنگ درست کنیم تا بتونیم با اون فضای کلاس هامون رو آماده ی محرم و عزاداری امام حسین(ع)کنیم🙏🏻🍃 . . شما از چه راههایی برای فضاسازی و آشنایی بچه ها با حال و هوای محرم استفاده میکنید؟😊 . . پ ن: این فیلم توسط تیم کاربلد و خوب آقا بزرگ آماده شده🌹 #محرم #امام_حسین #پرچم #کلاس #بیرق #کتیبه #اسلام #معلم #islam #imamhussain #ashura #teacher
08 مرداد 1401 11:42:33
2 بازدید
chamran_kids
🔍 🔍 دوست دارید با بخش های مختلف سایت #چمرانی_ها آشنا بشین؟ 🛒 فروشگاه چمرانیها ❗️خیلی ها علاقهمند بودند تو کارگاه های حضوری ما شرکت کنند، اما امکانش براشون فراهم نبود. ❗️خیلیها هم دنبال محتواهای تربیتی، بازی ها و فعالیت های ما به صورت مکتوب بودند. 💡برای همین تصمیم گرفتیم، کارگاه ها رو به صورت مجازی و بازی ها و فعالیت ها رو به صورت ایبوک، خدمتتون ارائه بدیم. 🔔 هر هفته منتظر یه محصول جدید چمرانی، باشین. ✅ برای سر زدن به فروشگاه، فقط کافیه لینک زیر رو در وب سرچ کنید: chamraniha.com/shop #سایت #معرفی #فروشگاه_اینترنتی #دانلود #ای_بوک #کارگاه_آموزشی #کارگاه_مجازی #کارگاه #تربیت
06 دی 1398 16:03:52
0 بازدید
chamran_kids
حالا وقت بازیه🤩❗❗❗ . این روزها حسینیه کودک ما پر از صدای خنده و شادی مامان ها و بچه هاست؛ چون مهمون های ۳ ساله ای داریم که با خاله ها و مادرهاشون کلی باهم بازی میکنند😍 . از شن بازی و توپ بازی و مسابقه های هیجانی گرفته تا بازی های تعاملی که به مرور باعث تقویت ویژگی های زیر در بچه ها میشه😎👇🏻 . ✅تقویت دست ورزی ✅رشد تعاملات اجتماعی ✅تقویت انعطاف پذیری ✅رشد خلاقیت . مثلا اینجا بچه ها با مادرهاشون و چسب کاغذی، خونه های رویایی شون رو روی زمین میکشن، آشپزی خیالی و انواع بازی هارو تجربه میکنند تا کم کم آماده بشن برای ورود به مهد کودک مستقل🤗 . پ.ن: این فیلم ترکیبی از چند فعالیت در مهد مادر و کودک ۳ ساله های چمرانی هست🙃 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #بازی #مهد_کودک #مادر_و_کودک #بازی_هیجانی #انواع_بازی_با_کودک #رشد#تعامل_اجتماعی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
06 آذر 1400 12:20:12
1 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری
28 تیر 1399 18:32:34
0 بازدید
chamran_kids
. خوابگاه دختران . 📝قسمت آخر . "ما دهه شصتیها چه کاره هستیم؟" . بالاخره ما دخترهای دهه شصتی، به #دانشگاه رسیدیم. بعضی ها در ابتدا یا میانه دانشگاه ازدواج کردند، و بعضی هم نه. در زمان ما خیلی رایج بود که به خاطر درس دختری ازدواج نکند یا ازدواجش را به تاخیر بیندازد. و البته خیلی مرسوم تر این بود که همزمان با درس خواندن بچه دار نشد چون قرار نبود نسل ما بچه های زیادی به دنیا بیاورد پس وقت به اندازه کافی داشتیم. ما نسلی بودیم که هم زمان کودکی خودمان و هم زمانی که قرار بود مادر شویم، جمله" فرزند کمتر زندگی بهتر" را روزی چند بار شنیده بودیم و کاملا ملکه ذهنمان شده بود. خیلی از ما بین ادامه تحصیل، ازدواج و بچه دار شدن معلق مانده بودیم. دانشگاه هم هیچ کمکی به مصمم تر شدن ما در هیچ مسیری نمی کرد و حتی ما را در برهه هایی سردرگم تر کرد. خودم در کلاسی از یکی از اساتید شنیدم که با جدیت هر چه تمام تر داشت میگفت بهترین سن برای ازدواج دخترها، ۳۵ و پسرها ۴۰ سالگی است. همان موقع از ذهنم گذشت که احتمالا دو تکه سنگ قرار است باهم ازدواج کنند. هیچ کدام ذره ای از موضعش کوتاه نخواهد آمد. و حالا به همه این سردرگمی ها اضافه کنید که بالاخره ما باید کار کنیم یا خانه دار باشیم. و این جمله که : درس خوندی که چی بشه بالاخره باید یه استفاده ای بکنی، هر روز در گوشمان زمزمه میشد. من خودم در برهه های مختلف چرخ های زیادی خوردم و تجربه های زیادتری کسب کردم تا بالاخره رسیدم به راه انداختن حسینیه کودک شهیدچمران.... . شما چقدر در گذر زندگی پیچ و تاب خوردید و چه تجربه هایی کسب کردید؟؟؟:) . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #فرزند_کمتر_زندگی_بهتر #دختران_دهه_شصتی #دهه_شصت #دهه_شصتیها
20 تیر 1399 07:52:10
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
. چهل چراغ: چراغ سوم #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران . . ❓چه شد تصمیم گرفتیم مدرسه پسرانه تاسیس کنیم؟ . چند سالی از فعالیتمان در #حسینیه_کودک، می گذشت. بچه ها بعد از دوره فعالیتشان در کنار ما، برای پیش دبستانی و دبستان وارد مدارس دیگری می شدند. خیلی دلمان میخواست آینده ی بچه ها را که آن همه کنارشان خاطره داشتیم از نزدیک ببینیم. البته دورادور روند بچه ها را بررسی می کردیم ولی خب خیلی فایده نداشت. از طرفی تعدادی از خانواده ها هم اصرار داشتند مدرسه داشته باشیم و بچه ها را در این مدرسه ثبت نام کنند. با پیگیری و حسن نیت یکی از خانواده ها، با اینکه مجوزمان هنوز آماده نشده بود و در حال پیدا کردن فضای مناسب بودیم تصمیمان برای تاسیس مدرسه جدی تر شد. روند گرفتن مجوز را طی کردیم. مراحلی سخت، پیچیده و بعضا طاقت فرسا، به خصوص جلسه های عجیب گزینش. هنوز راجع به نماز جمعه، مدل هیات رفتن، مدل پوششمان که با جلسه آمدنمان متفاوت است یا نه سوال می پرسیدند. و من تمام مدت گزینش، داشتم به این قضیه فکر می کردم چطور مدارسی کاملا غیر مذهبی و با مدلهای بسیار متفاوت با فرهنگمان داریم اگر همه مدیران این مراحل سفت و سخت را پشت سر می گذرانند. گزینشی که چند ماه طول میکشد و به قول خودشان تمام ابعاد شخصیتی فرد را زیر و رو می کردند.... بالاخره جواب گزینشمان آمد. باید اسمی برای مدرسه انتخاب می کردیم. مصر بودیم اسم شهیدچمران را انتخاب کنیم. قانونهای خاص و دست و پاگیری دراین باره وجود داشت. اسم شهیدخاص را اجازه نمیدادند انتخاب کنیم و در موارد خاص تر، اگر اجازه خانواده شهید را می گرفتیم بعد از طی مراحلی، شاید این اجازه صادر میشد. خلاصه یک سری قانون هایی وضع شدند که تمام تلاششان را بکنند تا آدم از خیرِ اسم شهدا، امامان و ... بگذرد و بعد به صحبتی از امام خمینی برخوردیم که در ماجرای پاوه به شهیدچمران لقب"#حمزه_دوران" را داده بودند. بالاخره ما از مرحله طاقت فرسای راضی کردن آدمها، برای اسم مدرسه مان نجات پیدا کردیم. اسم شناسنامه ایِ مدرسه مان شد حمزه دوران و اسمی که همه ما صدایش می کنیم همان " #شهید_چمران" . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران