chamran_kids
دنبال کننده
10
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🇮🇷 صفحه های مجازی رو که ورق بزنی، پر شده از گله و شکایت و ناله. تو مهمونی، مترو، اتوبوس...فقط کافیه که یه بحث کوچیک پیش بیاد... چرا ایران اینجوری؟ چرا ما پیشرفتی نداشتیم؟ اروپا که بری همه چی عالیه، هواشون تمیزه، آب و غذای خوب. آمریکا همه حقوقا بالاست، امکانات عالی. اینجا ولی چی؟ آلودگی، مرگ و میر، دعوا و تنش، حتی بلایای طبیعی هم فقط مختص ایرانه. چرا؟ چون تقصیر اینه... تقصیر اونه... خلاصه که یه ایران سیاهِ سیاه داریم. حتی خاکستری هم نیست. اما تا حالا فکر کردین این حجم از غر زدن و ابراز نارضایتی چه فایدهای میتونه داشته باشه؟ از همه مهم تر اینکه خیلی هامون حواسمون نیست همین طور که داریم ناله و شکایت می کنیم، بچه ها هم دارن می شنوند. خب حالا سوال اصلی: انتقال این نارضایتی ها به بچه ها چه تاثیری روشون میذاره؟ میخوایم این چند روز، یکم روش فکر کنیم. #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #امید_هویت_می_دهد #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها
13 بهمن 1398 17:58:58
0 بازدید
chamran_kids
معلم ها!مامان باباها! این فرصت رو از دست ندید😱 . . فقط ۵ روز دیگر تا پایان این تخفیف ویژه فرصت باقی هست☺️ تخفیف های ۵۰ تا ۷۰ درصدی بسته های 🔴بازی درسی و طرح درس نویسی به سبک چمرانی🔴 چیزی هست که هم معلم ها در کلاس و هم مامان باباها در منزل میتوانند استفاده کنند و از فعالیت در کنار بچه ها لذت ببرید🌹 این بسته ها رو از سایت چمرانی ها تهیه کنید⬇️ kachi.chamraniha.com . #بازی #هیجان #سرگرمی #تربیت #کودک #مدرسه #کلاس #معلم #ایران #تهران #فیلم #عکس
13 شهریور 1401 08:01:22
3 بازدید
chamran_kids
. به نظرتون چقدر میشه بچه هارو توخونه نگه داشت؟ . تونستین یه همبازی خوب برای بچه ها پیداکنین؟ . تو این اوضاع چه جوری بچه ها رو بیرون ببریم؟ 🤔 . اصلا نگران نباشین! فعالیت تو فضای باز، با رعایت نکات بهداشتی ممنوعیتی نداره و اتفاقا لازمه که ما به نیاز بچه ها نسبت به طبیعت، توجه کنیم . . برای همین براتون بسته ی اردوهای چمرانی رو درنظر گرفتیم که هفته ای یک بار، با تعدادکم، همدیگرو میبینیم و بچه ها هم بازی های هیجانی و تعاملی با طبیعت و دوستانشون انجام میدن.😇 . این بسته انتخابی هست؛ یعنی هم میتونید مهدتعاملی رو با اردو شرکت کنید هم بدون اردو😊 . برای اطلاع از جزئیات مهد تعاملی و اردوهای چمرانی به سایت چمرانی ها در بیوی صفحه مراجعه کنید👇 . Chamraniha.com . #اردو#اردو_های_چمرانی #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران
05 شهریور 1399 17:26:12
0 بازدید
chamran_kids
🌷 هم اسم پدرم بودی در روزهای کودکیم در جبهه ها جنگیدی و نگذاشتی روزهای بچیگم به اسارت و ناامنی بگذرد در روزهای نوجوانی و جوانیم در تمام کشورهای مستضعف دنیا جنگیدی و باز نگذاشتی ذره ای از نشاط این دوره از زندگیم درگیر ناامنی و جنگ شود تصورم این بود که همیشه هستی و خواهی بود مرد بزرگ و امروز در روزهای میانی جوانیم یک لحظه با خبر رفتنت پشتم لرزید. اتفاقی که نگذاشتی در این سالها برای هیچ کدام از دختران و پسران ایرانیت، عراقیت، یمنیت، افغانیت و .... بیفتد از آن بالا حواست به میان سالی، پیری و شهادت ماهم باشد شهادتت مبارک پدر امنیت دهنده و آرامش دهنده ما شهادتت مبارک هم اسم پدر من..... فرزندان ما، ادامه دهنده ی راهت خواهند بود. دختر های ادبستان، امروز لقمه های نذری را به یاد سردار، بین همسایه های مدرسه پخش کردند. #کلاس_دومی_ها #نذری #قهرمان #ایران #هویت_ملی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
15 دی 1398 17:52:58
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری
28 تیر 1399 18:32:34
0 بازدید
chamran_kids
🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر 🎊 خونه ها و کوچه هامون دارن کم کم آماده میشن... برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
22 مرداد 1398 17:00:39
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر میکردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا میشد و سختتر در اینچنین کاری ماندگار میشد. هرروز با شنیدن نکتهای به جلو رفتن در مسیر امیدوار میشدیم و روز بعد، با حرفی دیگر میفهمیدیم مدرسهداری جزو سختترین کارهاست و ناامید میشدیم. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمانها با ما همکاری میکرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختیها، مسیر زندگیمان و جریان جوانیمان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچهها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختیهای زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچهها یه لبخند بزنن و یکی از این بچهها، فقط یکی از اونها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچهها گذاشتیم؟» امام زمانمان! امشب شب تولد شماست. میشود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچههای چمرانی روشن میشود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... . #چمرانی_ها #نیمه_شعبان