پست های مشابه

madare.aram

برگرفته از صوت63 به نام خدا سلام🌹🌹🌹 پایان هوش هیجانی 🌺حتما برای همه ی ما پیش اومده که چیزی بهمون برخورده باشه! برگردیم و ببینیم چه تفسیری از اون موقعیت داشتیم؟ . 🌺آیا تفسیر ما بوده که احساس ناخوشایند به ما داده؟ اگر بله چطور میتونستیم به جای تفسیر، توصیف بگذاریم؟ و یک جور دیگه قضیه رو نگاه کنیم؟ . 🌺این یک تمرین هست که خیلی کاربردیه و به عبور از احساس در خودمون به شدت کمک میکنه. . 🌺باید تلاش کنیم دنیای معانی خودمون و همسرمون رو به هم نزدیک کنیم. البته به نظر من به مرور که از اول ازدواج میگذره این نزدیک شدن دنیای معانی اتفاق می افته ولی چه بهتر که خودمون هم تلاش کنیم. در واقع خیلی جاها باید تو دنیای معانی مون تغییر و تحول ایجاد کنیم. . 🌺شما چه خاطره ای از سوءتفاهم هایی که اول ازدواج با همسرتون داشتید، دارید که به تفاوت در دنیای معانی همدیگه برمیگشت؟ برامون بنویسید تا تجربه های همدیگه رو بخونیم😉 #استاد_سلطانی #هوش_متعادل #رویکرد_هوش_متعادل #کودک_متعادل #تفسیر #توصیف #دنیای_معانی #توهین #روانشناسی #روان_شناسی #هوش_هیجانی

20 دی 1399 06:54:12

32 بازدید

madare.aram

برگرفته ازصوت های 76،77و78 به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺واکنش ها و احساسات ما همراه تجربه های کودک در ذهن ناخودآگاه کودک ضبط می شوند. در پست بعد همراه مثال توضیح این مسئله رو می نویسم ان شاالله. . 🌺بچه ها ما رو دور هم جمع کردن! اگر بچه ها نبودن الان ما برای این مسیر رشدی که درش قرار گرفتیم وقت میذاشتیم واقعا؟ . 🌺بچه ها عامل رشد و تعالی والدین هستند. . 🌺پست بعد مثال خوبی داره و ادامه ی این بحث هست حتما همراه باشید😊 #استاد_سلطانی #رویکرد_هوش_متعادل #کودک_متعادل #رشد_عقلی #عقل_و_احساس #هماهنگی_عقل_و_احساس #هوش_شناختی #هوش_هیجانی #جزئی_نگری #کلی_نگری #فرزند_پروری_موفق #تربیت_صحیح_کودک #تربیت_والدین #رشد_والدین #والدگری #دانش_والدینی #معرفت_والدینی #والدین_آگاه #غلبه_احساسات #تربیت_نفس #تربیت_خود #تربیت_خانواده #عبورازاحساس #افسردگی #عصبانیت

13 بهمن 1399 07:56:39

14 بازدید

madare.aram

یا صابر🌱 ساعت پنج بعد از ظهر است. دوباره زنگ در به صدا در مىآید؛ مثل فشفشه ازجامىپرم، نکند دخترم بیدار شود؟ در را باز مىکنم؛ براى بار نمىدانم چندم توضیح مىدهم: "هنوز ساعت شيش نشده!"  پسرک با نگاه ملتمسانه مىگوید: "نمیخوام بازی کنیم! فقط باهم حرف بزنیم!" میدانم که حرف زدن همان و بالاگرفتن سروصداهایشان همان و ازخواب پریدن دخترم همان. اما پسرم هم دیگر کلافه شده؛ اول با صدای بلند مىگوید: "مگه نمیفهمی مامانم میگه ساعت شیش نشده؟" ولی بعد انگار مرغ دلش پرکشیده باشد به من نگاه میکند و حالی ام میکند که بس است بگذار بیاید و بازی کنیم. میدانم که برای سروسامان دادن به اوضاع رفت و آمدها و بازی هایشان باید سر قراردادی که وضع کرده ام بمانم: _فقط یک ساعت مونده بچه ها! برو خونتون از مامانت بپرس هروقت گفت ساعت شیش شده بیا. تأکیدم روی "از مامانت بپرس" دیدنی است! میخواهم مادرش را وارد گود کنم تا این بار سنگین را با هم به دوش بکشیم؛ اما زهی خیال باطل! در را می بندم. باید انرژی بگذاریم تا روی بازی دونفره ی مان دوباره متمرکز شویم. به خانم همسایه تقریبا هیچ امیدی ندارم. شاید چهارپنج باری راجع به نیازم به زمان بندی بازی بچه ها با او صحبت کرده ام اما هر بار به جای چاره اندیشی و تلاش برای بهبود وضعیت با کوهی از عذرخواهی و "این بچه اصلا نمیفهمه توروخدا حلال کنید" روبه رو شده ام. و در نهایت راه حل او برای این مسئله این بوده که: "بذار بیاد اینجا باهم بازی کنن به خدا من مشکلی ندارم".  زبان مشترکی نداریم؛ من از "لزوم درک محدودیت و چهارچوب و به هم نخوردن آرامش خانواده" صحبت میکنم و او از اینکه "چه اشکالی دارد؟ بگذار بازی کنند."  میفهمم. پسرکشان تک فرزند است و حوصله اش سر می رود؛ از سبک زندگیشان هم چیزهایی می دانم. به گفته ی خودش خرید اسباب بازی را جایگزین بازی کرده اند. هیچوقت نمیخواهم شرمندگی او را ببینم. دیدن شرمندگی دیگران حالم را بد میکند. من فقط خسته ام و دنبال حل مسئله! هر بار که زنگ در به صدا در می آید دچار خشم می شوم."یادم می افتد که آزادی بی چهارچوب در دایره ی رفتارهای مهربانی محور نمی گنجد! _مامان! چراحواست نیست؟ گفتم گنج رو از زیر برنجاپیداکن! _آهان.باشه ببخشید داشتم فکر میکردم. _به چی؟ _هیچی. مهم نیست. _نه بگو! (سماجتش هم به خودم رفته) _همین که چرا هرچقد به خاله اینا توضیح میدم ساعت شیش رو رعایت نمیکنن. _خب ولش کن شاید ساعت بلد نیستن. (خنده ام می گیرد) _شاید. 🌱شما هم مشکلات رفت و امدی دارید؟ چه چاره ای اندیشیدید؟؟ کامنت بنویسید 🌱این متن درمورد پسر خودم هم صادقه ها😶😶

21 شهریور 1400 05:52:51

32 بازدید

madare.aram

به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺پس نقطه نگاه کودک که تا حدود یک سالگی فقط به مادر بود تا سه سالگی کم کم به خودش بر می گرده. . 🌺چقدر سخته این یک تا سه سالگی😅 من خودم تا یک سالگی مامان خیلی خوبی هستم ولی بعد کم کم😅😢😢 . 🌺حقیقتا سالهای سختی هستن. نه گفتن های مکرر... اینکه بچه واقعا نمی فهمه و گاهی کارهایی میکنه که اصلا دیگه... نگم بهتره😶 . 🌺ولی وقتی اهمیت این سال ها رو می فهمیم دیگه تحملش راحت میشه و اصلا به جای تحمل میشه همراهی و خودمون هم لذت می بریم از این همه کشف! 👌 . 🌺ببینید ما نمی تونیم صد در صد درست با بچمون ارتباط بگیریم. بالاخره انسانیم و اشتباه داریم... . 🌺 مهمه که اول آگاه بشیم و بعد ذهنی کنیم یعنی بهش فکر کنیم و خودمون به این نتیجه برسیم و بعد کم کم تمرین کنیم تا برامون جا بیوفته و یواش یواش ملکه بشه.... . 🌺ان شاالله خدا اول به خود من توان بده و به هممون توفیق بده بتونیم برسیم به این منزلت مادری👌❤❤❤ . 🌺ممنون میشم که برای دیگران بفرستید و استوری کنید. #استاد_سلطانی #رویکرد_هوش_متعادل #کودک_متعادل #هوش_خلاق #خلاقیت #خلاقیت_کودک #بازی #کودک_خلاق #کودک_باهوش #عزت_نفس_کودکان #اعتماد_به_نفس_کودکان #منزلت_مادری #والدگری #فرزندپروری #روانشناسی_کودک #تربیت_صحیح_کودک #شخصیت_سالم #توصیف_به_جای_تشویق #تشویق_کودک

29 بهمن 1399 07:48:37

16 بازدید

madare.aram

یا رازق الطفل الصغیر محرم سال هشتادوشش بود. سیزده ساله بودم و در اوج نوجوانی... هیئت که میرفتیم احساس میکردم برای اولین بار حرارتی در قلبم احساس میکنم. سال های قبل خیلی این چیزها سرم نمیشد! چند روز اول دهه گذشت و بغض هر شب بیشتر به گلویم چنگ میزد تا اینکه شب علی اصغر رسید... مداح گفت شاعری که میخواست گمنام بماند شعری سروده و به دستش رسانده و شروع به خواندن کرد: لختی بیا به سایه ی این نخل ها رباب! سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب... خود را میان دشت بلا جا گذاشتی... باشد شما که به کوفه دعوت نداشتی... با همین مطلع بغضم شکفته شد. من طعم مادری را نچشیده بودم ولی با همان احساسات ناب نوجوانی ام میتوانستم تصور کنم مادری را که جریان شیر را احساس میکند اما طفل شش ماهه اش.... خاک بر دهانم! بگذریم. ابیات بعدی روز عاشورا را به تصویر می کشید: سیر عطش به خیمه تان پرشتاب شد... آوای کودکان حرم آب آب شد... هاجر به سعی خیمه به خیمه نکن شتاب! پایان پذیر نیست تماشای این سراب... به به ز همتی که به احساس زنده شد مشکی که با سقایت عباس زنده شد چشمی به غیر خیمه نمی دید در مسیر اما امان ز هجمه ی این بوسه های تیر... دشت از حضور فاطمه لبریز ناله شد داغ عمو به داغ عطش ها اضافه شد... این گریه های بی قد کودک برای چیست؟ این گریه ها که گریه ی قحطی آب نیست....! گهواره کوچک است به شش ماهه ات رباب! بشکن قفس که بال زند به سمت آفتاب... با هر نگاه قدرت گفت و شنفت داشت آری براش ماندن در خیمه افت داشت! ای وای طفل مشک اباالفضل تیر خورد... با بوسه ی سه شعبه عجب شیر خورد... مداح سکوت کرد تا فریاد مادرانه ی خانم ها فرو بنشیند. بعد از چند لحظه با صدایی آرام زمزمه کرد: بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی! فکر کن اصلا کودک نداشتی! گریه نکن رباب تا عصر نزدیک می شود... این گریه ها که برای تو اصغر نمی شود.... و با این پایان آتش زد به جان همه! آن شب گذشت. و حالا من مادری بیست و هشت ساله هستم. دخترکم بیست ماهه است. از یک ماه پیش از شیر گرفتنش را آغاز کرده بودیم... روزهای سختی پشت سر گذاشتیم تا آهسته آهسته به کم کردن وعده های شیر عادت کند. اما امان از شب ها... یک هفته بود که آن سه چهار بار شیر خوردن های شبانه اش را قطع کرده بودیم و در کل این یک هفته یک شب خواب آرام نداشت... جیغ و گریه و قهر...تا امشب. دخترکم امشب راحت خوابید... میدانید؟ همزمانی بعضی اتفاق ها آتش به جان آدم می زند...!! #شب_علىاصغر #راحت_بخواب_مادر پی نوشت. شنیدن بعضی روضه ها برای مادران سخت است! شما را به خدا روضه ی مکشوفه نخوانید....

25 مرداد 1400 09:24:05

15 بازدید

madare.aram

برگرفته از صوت51و52 به نام خدا سلام🌹🌹🌹 🌺استاد تو مبحث هوش معنوی هم در مورد شادی صحبت کردن که پستهاش رو قبلا قرار دادیم. . 🌺احساسات دیگه محافظان شادی هستن یعنی اونا به ما میگن که عارضه ای پیش اومده که باید برگردیم وعوامل درونی رو بررسی کنیم ببینیم چه چیزی باعث شده شادی درونمون رو از دست بدیم و اینطوری از شادی محافظت می کنیم. . 🌺بچه ها در احساساتشون اشتباه نمی کنند! شده که از درون ناراحت باشید بخواین بروز ندین ولی بچه هاتون بفهمن و یا بیان کنن که مامان چرا ناراحتی یا ناخودآگاه اونا هم بدقلقی کنن؟! برای من که خیلی پیش اومده... . 🌺از طرف دیگه وقتی خودشون درگیر احساسات مختلف میشن هم خیلی مهمه که ما چطور با احساسات بچه ها رو به رو میشیم؟ مثلا بچه از چیزی میترسه، ❌ترس نداره که مامان! بابا این بچه داره با تمام وجودش ترس رو احساس میکنه بعد ما میگیم اینکه ترس نداره!! ✅ یکم درک احساس کنیم: عزیزم تو از اون ترسیدی بیا بغلم ببینم بعد در موردش صحبت می کنیم و براش کاغذ و مداد میاریم تا نقاشی چیزی که ترسیده رو بکشه و اینطوری بار روانیش براش کم میشه یا اگه میگه تو اتاقش هیولا هست😄 نمیگیم نیست با هم میریم میگردیم وقتی پیدا نشد خودش میگه عه نبود هیولا👌 . 🌺مثال ها زیادن شما هم تو کامنت بنویسید چه برخوردی با احساسات مختلف بچه هاتون داشتید که مفید بوده؟ #استاد_سلطانی #هوش_هیجانی #هوش_متعادل #کودک_متعادل #تربیت_خانواده #تربیت_کودک #روانشناسی #بینش_عمیق #فرزندپروری #فرزند_پروری #خود_شناسی #خودشناسی #والدگری #شادی #ترس #غم #خشم #احساسات #شناخت_احساسات #مادر_آرام

22 آذر 1399 09:25:18

16 بازدید

0

3

نکته ی مهم انتهای کپشن #همدلی 🌱چقدر شنیدیم که "همدلی از هم زبانی خوشتر است" اما حواسمون نیست و فکر میکنیم همدلی کردن یعنی اینکه بچه هرچی گفت بگیم میفهمم عزیزم🥴 بعدم بگیم منم بچه بودم مثل تو.... من یه مدت افتاده بودم تو خط این جملات و یه روز که پسرم بهم گفت مامان چرا من هر کاری میکنم تو هم تو بچگیات همون کارا رو کرده بودی😑 اونجا بود که فهمیدم این حرفا تا وقتی که مصنوعی باشه زیاد کارآمد نیست. 🌱همدلی گاهی فقط سکوت و خودمون رو جای کودک گذاشتنه. گاهی یه دست گرفتن ساده... گاهی بغل و گاهی کنارش نشستن و گوش دادن. 🌱 حواسمون باشه توضیحات اضافی اجازه نمیده کودک از احساسش عبور کنه و تبدیل به خشم بیشتر میشه. ⚘️در مورد دعوای بچه ها. یادمه استاد میگفتن بشینید تا بچه ها یکی یکی براتون حرف بزنن. نه تایید کنید نه رد کنید. دنبال مقصر نگردید و قاضی نشید. "خب علی تو بگو ببینم چی شده؟ آهان فهمیدم. خب مهدی حالا تو بگو ببینم چی شده؟ آهان که اینطور. بعد علی دوباره میگه نه اینطوری نبود فلان بود و اونطوری بود بگید آهان عجب! بعد مهدی دوباره میگه نخیرم اصلانشم اینطوری نیست بگید اهان عجب! بعد که کامل خالی شدن خودشون میرن ادامه ی بازیشون! از یک تا ده چه نمره ای به خودتون میدید؟؟ حتما ذخیره کنید و کامنت بذارید🙏💚

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

madare.aram

0

3

نکته ی مهم انتهای کپشن #همدلی 🌱چقدر شنیدیم که "همدلی از هم زبانی خوشتر است" اما حواسمون نیست و فکر میکنیم همدلی کردن یعنی اینکه بچه هرچی گفت بگیم میفهمم عزیزم🥴 بعدم بگیم منم بچه بودم مثل تو.... من یه مدت افتاده بودم تو خط این جملات و یه روز که پسرم بهم گفت مامان چرا من هر کاری میکنم تو هم تو بچگیات همون کارا رو کرده بودی😑 اونجا بود که فهمیدم این حرفا تا وقتی که مصنوعی باشه زیاد کارآمد نیست. 🌱همدلی گاهی فقط سکوت و خودمون رو جای کودک گذاشتنه. گاهی یه دست گرفتن ساده... گاهی بغل و گاهی کنارش نشستن و گوش دادن. 🌱 حواسمون باشه توضیحات اضافی اجازه نمیده کودک از احساسش عبور کنه و تبدیل به خشم بیشتر میشه. ⚘️در مورد دعوای بچه ها. یادمه استاد میگفتن بشینید تا بچه ها یکی یکی براتون حرف بزنن. نه تایید کنید نه رد کنید. دنبال مقصر نگردید و قاضی نشید. "خب علی تو بگو ببینم چی شده؟ آهان فهمیدم. خب مهدی حالا تو بگو ببینم چی شده؟ آهان که اینطور. بعد علی دوباره میگه نه اینطوری نبود فلان بود و اونطوری بود بگید آهان عجب! بعد مهدی دوباره میگه نخیرم اصلانشم اینطوری نیست بگید اهان عجب! بعد که کامل خالی شدن خودشون میرن ادامه ی بازیشون! از یک تا ده چه نمره ای به خودتون میدید؟؟ حتما ذخیره کنید و کامنت بذارید🙏💚

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن