پست های مشابه

chamran_kids

🔍 تا چه اندازه می توان به بچه ها آزادی داد؟ ‌ آزادی هم حد و مرز دارد. مثلا کودکی که میخواهد از یک ارتفاع خیلی زیاد بپرد. یا کودکی که می خواهد در هوای سرد آب بازی کند. ‌ اما مهم تر از حد و مرز آزادی، هنر محدود کردن است. می توانیم فقط با فریاد و سرزنش کودک را از پریدن محروم کنیم. می توانیم یک تشک یا چند بالشت بگذاریم، دست او را بگیریم و در تجربه های جدید، کنارش باشیم. ‌ *انتخاب با شماست* ‌ دختر های پنج ساله، این هفته یک تجربه‌ آرد بازی داشتند. برای بازی راحت تر بچه ها، فرش ها را جمع کردیم و یک نایلون متری بزرگ انداختیم. هم بچه ها بازی کردند و هم خیلی محیط بهم ریخته نشد. ‌ مربی: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری دوست دارید در مورد آزادی و حد و مرزهاش بیشتر بدونید؟ ‌ #پنج_ساله_ها #بازی #آرد_بازی #دست_ورزی #آزادی #آزادی_کودکان #حد_و_مرز_آزادی #تربیت #حسینیه_کودک_شهید_چمران

11 دی 1398 17:05:37

0 بازدید

chamran_kids

🤹 برای بازی با بچه ها حتما نیازی نیست اسباب بازی فلان قیمتی یا بازی فکری خارجی داشته باشیم. بچه ها بازی های ساده را بیشتر دوست دارند. ‌ بازی چهارساله ها رسوندن توپ به سطلل های رنگی بود. به نظرتون میشه این بازی رو تو خونه هامون هم اجرا کنیم؟ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌ 💡اگر دوست دارید، شما هم سال آینده، یک چمرانی باشید، می تونید تو سایت ما ثبت نام کنید. chamraniha.com #بازی #چهار_ساله_ها #بازی_ساده #بازی_خانگی #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

04 اسفند 1397 06:52:48

0 بازدید

chamran_kids

. داستان نويسى كلاس دومى ها با موضوع من و هيئت . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

29 مهر 1397 14:52:30

0 بازدید

chamran_kids

🤝 دوباره دور هم جمع شدیم برای مرور خاطرات سال گذشته، آشنایی با دوستان جدید و قول و قرارهای چمرانی در یک تابستانه ی چمرانی... ‌ #پیش_دبستانی_ها #شش_ساله_ها #دوستی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

17 تیر 1398 05:28:29

0 بازدید

chamran_kids

وقتشه خودمون رو آماده کنیم😍🏴 . یکی از راه هایی که باعث میشه بچه ها به اهمیت ماه محرم و جایگاه مهمی که امام حسین(ع) تو زندگی هامون دارن، پی ببرن، اینه که با رسیدن محرم، لباس های مشکی مون رو آماده و خونه هامون رو به اسم اباعبدالله مزین کنیم! . اما یادمون نره که بچه ها لحظه به لحظه باید سهیم باشن، مثلا: ✅خونه رو با کتیبه و بیرق دست ساز بچه ها سیاهی بزنیم.🏴 ✅نذری و دستور پختش رو با بچه ها آماده کنیم.🍛 ✅بذاریم خونمون با صدای مداح کوچولوها نورانی بشه.👦 و .... . فیلم رو با فرزند یا بچه های دور و برتون ببینید⬆️😊 بعدش برامون بنویسید شما تو محرم قراره چه کارهایی انجام بدید؟؟؟ 🤔 ⁉️ با ما همراه میشید که همه باهم تو این ماه قشنگ، یه روضه ی کوچیک بگیریم و برکت رو مهمون خونه هامون کنیم؟؟؟ اگر همراه میشید، "#یا_حسین " برامون کامنت کنید🤗👇🏻 . ⭕این پست رو ذخیره کنید و خانواده های دیگه هم دعوت کنید به برگزاری روضه های خونگی 🙃🤩🖤 . #هیئت #محرم #روضه_خانگی #بیرق#پرچم#امام_حسین_علیه_السلام #کودک_محرمی #هیئت_کودک #چمرانی_ها #پسران_چمرانی

19 مرداد 1400 16:15:17

9 بازدید

chamran_kids

🍀درجست و جوی طبیعت🍀 . پارک و اردوی طبیعت پای ثابت اردوهای چمرانی هست و خیلی از فعالیت های بچه ها در بستر طبیعی انجام میشه. مثلا قبل از کرونا ما هفته ای یکبار اردو میرفتیم تا بچه ها بتونند آزادانه به آزمایش و ثبت مشاهداتشون بپردازند.🧐 . اردوهای طبیعت، نه تنها باعث میشد روح بچه ها تازه بشه و درفضای آموزش و یادگیری تنوع ایجاد بشه؛ بلکه یه بستر فوق العاده ای برای پروژه های علوم و هنر میشد، چون این امکان رو فراهم میکرد که بچه ها دقیق و با ظرافت به درخت ها، سنگ ها، گیاهان،حتی حیوانات و اشکال مختلف اطرافشون نگاه کنند و اون هارو در دفتر اکتشافات ثبت کنند. . مثلا یه بار تصمیم گرفتیم که با دخترها، یه منظره یاب درست کنیم،زیبایی های خدارو از قاب اون نگاه کنیم و نقاشی بکشیم، کلی هم کاردستی های رنگی با شاخ و برگ درخت ها درست کردیم.😇 . تو جشن ها و مناسبت ها هم طبیعت رو فراموش نمیکردیم و خیلی از لحظات قشنگ ما، زیر آسمون آبی و روی چمن های سبز ساخته شدند.🤗 . ☘این پست رو سیو کنید!! راستی شما چه تجربیاتی تو طبیعت با بچه ها داشتید؟؟؟🤔 برامون بنویسید👇😊 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #دختران_چمرانی #چمرانی_ها #اردو_های_چمرانی #اردو_طبیعت #طبیعت_گردی #طبیعت#طبیعت_معلمِ_واقعی

05 آبان 1399 17:34:55

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🎊 💡 می تونیم در شب ولادت پیامبر اکرم ص، بچه ها رو با یه قصه در مورد مهربانی ایشون خوشحال کنیم. ‌ 🍎باغ میوه و مهربانی پیامبر🍎 ‌ ✅ این داستان برای کودکان بالای پنج سال مناسب می باشد. ‌ یکی بود، یکی نبود. یه خواهر و برادر بودند که در یک خانه ی قشنگ و کوچک زندگی می کردند. خانه شان یک حیاط داشت. که بچه ها در آن بازی می کردند. یک درخت خرما از دیوار های کنار حیاط، داخل خانه شان آمده بود. بچه ها هر روز از دیوار بالا می رفتند و با خوشحالی کلی خرما از آن درخت می چیدند و می خوردند. یک روز آقای همسایه که خیلی بد اخلاق بود، به خانه ی آنها آمد. با عصبانیت به بابا گفت: بچه های تو همه ی خرماهای منو خوردن. باید کل پولش رو بدی. بابا گفت: آخه من که پول ندارم. همسایه گفت: من نمیدونم. باید پولش رو جور کنی و به من بدی. بابا خیلی ناراحت شد. پیش یک آقای مهربانی رفت که از آن کمک بخواهد‌. اسم آن آقای مهربان، حضرت محمد (ص) بود. بابا کل ماجرا را تعریف کرد. حضرت محمد (ص) که خیلی مهربان بود، رفت و با آقای همسایه صحبت کند تا راضی شود. ولی آقای همسایه راضی نشد. حضرت محمد (ص) گفت: من همه ی باغت رو میخرم. آقای همسایه خوشحال شد و قبول کرد. حضرت محمد (ص) هم، کل باغ را به بابا بخشید. ‌ بچه ها هم خیلی خوشحال شدند. از آن روز به بعد کلی درآن باغ بزرگ بازی کردند. ‌ #عیدتون_مبارک #قصه #قصه_کودکانه #قصه_مذهبی #پیامبر #مذهبی #کودک #هفده_ربیع #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🎊 💡 می تونیم در شب ولادت پیامبر اکرم ص، بچه ها رو با یه قصه در مورد مهربانی ایشون خوشحال کنیم. ‌ 🍎باغ میوه و مهربانی پیامبر🍎 ‌ ✅ این داستان برای کودکان بالای پنج سال مناسب می باشد. ‌ یکی بود، یکی نبود. یه خواهر و برادر بودند که در یک خانه ی قشنگ و کوچک زندگی می کردند. خانه شان یک حیاط داشت. که بچه ها در آن بازی می کردند. یک درخت خرما از دیوار های کنار حیاط، داخل خانه شان آمده بود. بچه ها هر روز از دیوار بالا می رفتند و با خوشحالی کلی خرما از آن درخت می چیدند و می خوردند. یک روز آقای همسایه که خیلی بد اخلاق بود، به خانه ی آنها آمد. با عصبانیت به بابا گفت: بچه های تو همه ی خرماهای منو خوردن. باید کل پولش رو بدی. بابا گفت: آخه من که پول ندارم. همسایه گفت: من نمیدونم. باید پولش رو جور کنی و به من بدی. بابا خیلی ناراحت شد. پیش یک آقای مهربانی رفت که از آن کمک بخواهد‌. اسم آن آقای مهربان، حضرت محمد (ص) بود. بابا کل ماجرا را تعریف کرد. حضرت محمد (ص) که خیلی مهربان بود، رفت و با آقای همسایه صحبت کند تا راضی شود. ولی آقای همسایه راضی نشد. حضرت محمد (ص) گفت: من همه ی باغت رو میخرم. آقای همسایه خوشحال شد و قبول کرد. حضرت محمد (ص) هم، کل باغ را به بابا بخشید. ‌ بچه ها هم خیلی خوشحال شدند. از آن روز به بعد کلی درآن باغ بزرگ بازی کردند. ‌ #عیدتون_مبارک #قصه #قصه_کودکانه #قصه_مذهبی #پیامبر #مذهبی #کودک #هفده_ربیع #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن